data mismatches
عدم تطابق دادهها
mismatches found
عدم تطابق یافت
mismatches detected
عدم تطابق شناسایی شد
mismatches resolved
عدم تطابق حل شد
mismatches reported
عدم تطابق گزارش شد
mismatches identified
عدم تطابق مشخص شد
mismatches corrected
عدم تطابق اصلاح شد
mismatches analyzed
عدم تطابق تجزیه و تحلیل شد
mismatches addressed
عدم تطابق رسیدگی شد
mismatches evaluated
عدم تطابق ارزیابی شد
there are several mismatches in the data analysis.
چندین مغایرت در تحلیل داده وجود دارد.
the mismatches in the report raised concerns.
ناهمخوانیهای موجود در گزارش نگرانیها را برانگیخت.
we need to address the mismatches before finalizing the project.
ما باید قبل از نهایی کردن پروژه به این ناهمخوانیها رسیدگی کنیم.
her mismatches in the wardrobe need to be sorted out.
ناهمخوانیهای لباسهای او باید مرتب شوند.
finding mismatches in the system can be challenging.
پیدا کردن ناهمخوانیها در سیستم میتواند چالشبرانگیز باشد.
the mismatches between the two teams caused confusion.
ناهمخوانی بین دو تیم باعث سردرگمی شد.
we discovered mismatches in the inventory records.
ما ناهمخوانیهایی را در سوابق موجودی کشف کردیم.
there are significant mismatches in their expectations.
ناهمخوانیهای قابل توجهی در انتظارات آنها وجود دارد.
addressing mismatches early can save time.
رسیدگی به ناهمخوانیها در مراحل اولیه میتواند در زمان صرفهجویی کند.
mismatches in the schedule led to missed deadlines.
ناهمخوانی در برنامه منجر به از دست دادن مهلتها شد.
data mismatches
عدم تطابق دادهها
mismatches found
عدم تطابق یافت
mismatches detected
عدم تطابق شناسایی شد
mismatches resolved
عدم تطابق حل شد
mismatches reported
عدم تطابق گزارش شد
mismatches identified
عدم تطابق مشخص شد
mismatches corrected
عدم تطابق اصلاح شد
mismatches analyzed
عدم تطابق تجزیه و تحلیل شد
mismatches addressed
عدم تطابق رسیدگی شد
mismatches evaluated
عدم تطابق ارزیابی شد
there are several mismatches in the data analysis.
چندین مغایرت در تحلیل داده وجود دارد.
the mismatches in the report raised concerns.
ناهمخوانیهای موجود در گزارش نگرانیها را برانگیخت.
we need to address the mismatches before finalizing the project.
ما باید قبل از نهایی کردن پروژه به این ناهمخوانیها رسیدگی کنیم.
her mismatches in the wardrobe need to be sorted out.
ناهمخوانیهای لباسهای او باید مرتب شوند.
finding mismatches in the system can be challenging.
پیدا کردن ناهمخوانیها در سیستم میتواند چالشبرانگیز باشد.
the mismatches between the two teams caused confusion.
ناهمخوانی بین دو تیم باعث سردرگمی شد.
we discovered mismatches in the inventory records.
ما ناهمخوانیهایی را در سوابق موجودی کشف کردیم.
there are significant mismatches in their expectations.
ناهمخوانیهای قابل توجهی در انتظارات آنها وجود دارد.
addressing mismatches early can save time.
رسیدگی به ناهمخوانیها در مراحل اولیه میتواند در زمان صرفهجویی کند.
mismatches in the schedule led to missed deadlines.
ناهمخوانی در برنامه منجر به از دست دادن مهلتها شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید