mismatches

[ایالات متحده]/ˈmɪsˌmætʃɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪsˌmætʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از mismatch; به طور نادرست جفت کردن
n. جمع mismatch; خطاها در جفت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

data mismatches

عدم تطابق داده‌ها

mismatches found

عدم تطابق یافت

mismatches detected

عدم تطابق شناسایی شد

mismatches resolved

عدم تطابق حل شد

mismatches reported

عدم تطابق گزارش شد

mismatches identified

عدم تطابق مشخص شد

mismatches corrected

عدم تطابق اصلاح شد

mismatches analyzed

عدم تطابق تجزیه و تحلیل شد

mismatches addressed

عدم تطابق رسیدگی شد

mismatches evaluated

عدم تطابق ارزیابی شد

جملات نمونه

there are several mismatches in the data analysis.

چندین مغایرت در تحلیل داده وجود دارد.

the mismatches in the report raised concerns.

ناهمخوانی‌های موجود در گزارش نگرانی‌ها را برانگیخت.

we need to address the mismatches before finalizing the project.

ما باید قبل از نهایی کردن پروژه به این ناهمخوانی‌ها رسیدگی کنیم.

her mismatches in the wardrobe need to be sorted out.

ناهمخوانی‌های لباس‌های او باید مرتب شوند.

finding mismatches in the system can be challenging.

پیدا کردن ناهمخوانی‌ها در سیستم می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the mismatches between the two teams caused confusion.

ناهمخوانی بین دو تیم باعث سردرگمی شد.

we discovered mismatches in the inventory records.

ما ناهمخوانی‌هایی را در سوابق موجودی کشف کردیم.

there are significant mismatches in their expectations.

ناهمخوانی‌های قابل توجهی در انتظارات آنها وجود دارد.

addressing mismatches early can save time.

رسیدگی به ناهمخوانی‌ها در مراحل اولیه می‌تواند در زمان صرفه‌جویی کند.

mismatches in the schedule led to missed deadlines.

ناهمخوانی در برنامه منجر به از دست دادن مهلت‌ها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید