misplacing keys
گم کردن کلیدها
misplacing documents
گم کردن مدارک
misplacing items
گم کردن وسایل
misplacing files
گم کردن فایلها
misplacing belongings
گم کردن متعلقات
misplacing notes
گم کردن یادداشتها
misplacing tools
گم کردن ابزارها
misplacing toys
گم کردن اسباببازیها
misplacing clothes
گم کردن لباسها
misplacing money
گم کردن پول
misplacing your keys can be frustrating.
گم کردن کلیدها میتواند خستهکننده باشد.
she is always misplacing her glasses.
او همیشه عینک خود را گم میکند.
he admitted to misplacing important documents.
او اعتراف کرد که اسناد مهم را گم کرده است.
misplacing items can lead to wasted time.
گم کردن وسایل میتواند منجر به اتلاف وقت شود.
they often complain about misplacing their phones.
آنها اغلب در مورد گم کردن تلفنهای خود شکایت میکنند.
misplacing a wallet can be a stressful experience.
گم کردن کیف پول میتواند یک تجربه استرسزا باشد.
she keeps misplacing her work schedule.
او مرتباً برنامه کار خود را گم میکند.
misplacing a book can ruin your reading plan.
گم کردن یک کتاب میتواند برنامه مطالعه شما را خراب کند.
he has a habit of misplacing his tools.
او عادت دارد ابزارهای خود را گم کند.
misplacing your passport can cause travel delays.
گم کردن گذرنامه شما میتواند باعث تاخیر در سفر شود.
misplacing keys
گم کردن کلیدها
misplacing documents
گم کردن مدارک
misplacing items
گم کردن وسایل
misplacing files
گم کردن فایلها
misplacing belongings
گم کردن متعلقات
misplacing notes
گم کردن یادداشتها
misplacing tools
گم کردن ابزارها
misplacing toys
گم کردن اسباببازیها
misplacing clothes
گم کردن لباسها
misplacing money
گم کردن پول
misplacing your keys can be frustrating.
گم کردن کلیدها میتواند خستهکننده باشد.
she is always misplacing her glasses.
او همیشه عینک خود را گم میکند.
he admitted to misplacing important documents.
او اعتراف کرد که اسناد مهم را گم کرده است.
misplacing items can lead to wasted time.
گم کردن وسایل میتواند منجر به اتلاف وقت شود.
they often complain about misplacing their phones.
آنها اغلب در مورد گم کردن تلفنهای خود شکایت میکنند.
misplacing a wallet can be a stressful experience.
گم کردن کیف پول میتواند یک تجربه استرسزا باشد.
she keeps misplacing her work schedule.
او مرتباً برنامه کار خود را گم میکند.
misplacing a book can ruin your reading plan.
گم کردن یک کتاب میتواند برنامه مطالعه شما را خراب کند.
he has a habit of misplacing his tools.
او عادت دارد ابزارهای خود را گم کند.
misplacing your passport can cause travel delays.
گم کردن گذرنامه شما میتواند باعث تاخیر در سفر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید