succeeded

[ایالات متحده]/[səkˈsiːdɪd]/
[بریتانیا]/[səˈsiːdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به موفقیت رسیدن؛ به هدف رسیدن؛ بعد از آمدن در ترتیب زمان یا مکان؛ (در مورد یک شخص) به ارث بردن عنوان یا مقام

عبارات و ترکیب‌ها

succeeded in

موفق شدند

succeeded greatly

به طور چشمگیری موفق شدند

succeeded well

به خوبی موفق شدند

succeeding business

کسب و کار موفق

succeeded eventually

در نهایت موفق شدند

succeeded despite

با وجود آنکه موفق شدند

succeeded following

پس از پیروی کردن موفق شدند

succeeded to

توانستند به

succeeded doing

انجام دادن موفق شدند

succeeded becoming

تبدیل شدن موفق شدند

جملات نمونه

the company succeeded in launching the new product on time.

شرکت در راه اندازی محصول جدید به موقع موفق عمل کرد.

she succeeded in getting a promotion at work.

او در گرفتن ترفیع در محل کار موفق شد.

did he succeed in contacting the client?

آیا او در تماس با مشتری موفق شد؟

we succeeded in raising a significant amount of money for charity.

ما در جمع آوری مبلغ قابل توجهی پول برای خیریه موفق عمل کردیم.

they succeeded beyond their wildest expectations.

آنها فراتر از بهترین انتظاراتشان موفق شدند.

he succeeded in persuading the board to approve the proposal.

او در متقاعد کردن هیئت مدیره برای تایید پیشنهاد موفق شد.

the team succeeded in completing the project ahead of schedule.

تیم در تکمیل پروژه زودتر از موعد موفق عمل کرد.

she succeeded in passing the difficult exam.

او در قبولی در امتحان سخت موفق شد.

the researchers succeeded in isolating the virus.

محققان در جداسازی ویروس موفق عمل کردند.

he succeeded in proving his innocence in court.

او در اثبات بی‌گناهی خود در دادگاه موفق شد.

the negotiations succeeded in reaching a peaceful resolution.

مذاکرات در رسیدن به یک راه حل صلح آمیز موفق عمل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید