mitered

[ایالات متحده]/ˈmaɪtə/
[بریتانیا]/ˈmaɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل گذشته‌ی miter، به زاویه‌ای پیوستن
adj. دارای اتصالات miter یا لبه‌ی mitered؛ پوشیدن miter

عبارات و ترکیب‌ها

mitered corner

گوشه‌ی فونت‌دار

mitered joint

اتصال فونت‌دار

mitered edge

لبه‌ی فونت‌دار

mitered frame

قاب فونت‌دار

mitered cut

برش فونت‌دار

mitered seam

درز فونت‌دار

mitered trim

تزیین فونت‌دار

mitered profile

پروفایل فونت‌دار

mitered piece

قطعه فونت‌دار

mitered design

طراحی فونت‌دار

جملات نمونه

the mitered corners of the frame give it a polished look.

گوشه‌های برش‌دار قاب، ظاهری براق به آن می‌بخشد.

we used mitered joints to enhance the strength of the table.

ما از اتصالات برش‌دار برای افزایش استحکام میز استفاده کردیم.

she carefully cut the mitered edges to ensure a perfect fit.

او با دقت لبه‌های برش‌دار را برش زد تا تناسب کامل را تضمین کند.

the mitered design adds elegance to the cabinetry.

طراحی برش‌دار ظرافت را به کمدی اضافه می‌کند.

he learned how to create mitered frames in his woodworking class.

او یاد گرفت که چگونه فریم‌های برش‌دار را در کلاس نجاری خود ایجاد کند.

the architect specified mitered tiles for the bathroom renovation.

معمار کاشی‌های برش‌دار را برای بازسازی حمام مشخص کرد.

they chose mitered edges for the new countertops.

آنها لبه‌های برش‌دار را برای پیشخوان‌های جدید انتخاب کردند.

the picture was beautifully framed with mitered edges.

عکس با لبه‌های برش‌دار به زیبایی قاب‌بندی شده بود.

using mitered cuts can greatly improve the aesthetics of your project.

استفاده از برش‌های برش‌دار می‌تواند ظاهر پروژه شما را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

he prefers mitered seams for a clean finish on his quilts.

او ترجیح می‌دهد از درزهای برش‌دار برای داشتن ظاهری تمیز روی روتختی‌های خود استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید