| جمع | mix-ups |
big mix-up
اشتباه بزرگ
mix-up happened
اشتباهی رخ داد
avoid mix-ups
از اشتباهات پرهیز کن
mix-up now
اشتباهی اکنون
due to mix-up
به دلیل اشتباه
mix-up schedule
برنامه اشتباه
serious mix-up
اشتباه جدی
mix-up order
سفارش اشتباه
mix-up details
جزئیات اشتباه
there was a serious mix-up with the flight schedules.
در زمانبندی پروازها یک اشتباه جدی رخ داد.
we had a mix-up in the orders and received the wrong items.
در سفارشات یک اشتباه وجود داشت و موارد اشتباهی دریافت کردیم.
the team experienced a mix-up in communication during the project.
تیم در طول پروژه در ارتباطات اشتباهی دچار شد.
it was a mix-up of names; i apologize for the confusion.
این یک اشتباه نام بود؛ به خاطر این سردرگمی عذر میخواهم.
the ingredients were mixed up, and the recipe didn't turn out right.
مواد غذایی اشتباهی انجام شد و دستور پخت به درستی انجام نشد.
there's been a mix-up with the payroll; some employees haven't been paid.
در مربوط به حقوق کارکنان یک اشتباه وجود دارد؛ برخی از کارکنان پرداخت نشدهاند.
don't get a mix-up between similar words like "affect" and "effect".
بین کلمات مشابه مانند "affect" و "effect" اشتباه نکنید.
the election results showed a mix-up in the vote counting process.
نتایج انتخابات نشان داد که در فرآیند شمارش رایها یک اشتباه وجود دارد.
i think there's been a mix-up; this isn't my reservation.
من فکر میکنم اشتباهی رخ داده است؛ این رزرو من نیست.
the artist created a beautiful mix-up of colors on the canvas.
هنرمند یک ترکیب زیبای رنگ در روی کanvas ایجاد کرد.
due to a mix-up, i attended the wrong meeting.
به دلیل اشتباه، من به جلسه اشتباهی حضور یافت.
big mix-up
اشتباه بزرگ
mix-up happened
اشتباهی رخ داد
avoid mix-ups
از اشتباهات پرهیز کن
mix-up now
اشتباهی اکنون
due to mix-up
به دلیل اشتباه
mix-up schedule
برنامه اشتباه
serious mix-up
اشتباه جدی
mix-up order
سفارش اشتباه
mix-up details
جزئیات اشتباه
there was a serious mix-up with the flight schedules.
در زمانبندی پروازها یک اشتباه جدی رخ داد.
we had a mix-up in the orders and received the wrong items.
در سفارشات یک اشتباه وجود داشت و موارد اشتباهی دریافت کردیم.
the team experienced a mix-up in communication during the project.
تیم در طول پروژه در ارتباطات اشتباهی دچار شد.
it was a mix-up of names; i apologize for the confusion.
این یک اشتباه نام بود؛ به خاطر این سردرگمی عذر میخواهم.
the ingredients were mixed up, and the recipe didn't turn out right.
مواد غذایی اشتباهی انجام شد و دستور پخت به درستی انجام نشد.
there's been a mix-up with the payroll; some employees haven't been paid.
در مربوط به حقوق کارکنان یک اشتباه وجود دارد؛ برخی از کارکنان پرداخت نشدهاند.
don't get a mix-up between similar words like "affect" and "effect".
بین کلمات مشابه مانند "affect" و "effect" اشتباه نکنید.
the election results showed a mix-up in the vote counting process.
نتایج انتخابات نشان داد که در فرآیند شمارش رایها یک اشتباه وجود دارد.
i think there's been a mix-up; this isn't my reservation.
من فکر میکنم اشتباهی رخ داده است؛ این رزرو من نیست.
the artist created a beautiful mix-up of colors on the canvas.
هنرمند یک ترکیب زیبای رنگ در روی کanvas ایجاد کرد.
due to a mix-up, i attended the wrong meeting.
به دلیل اشتباه، من به جلسه اشتباهی حضور یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید