morgue

[ایالات متحده]/mɔːg/
[بریتانیا]/mɔrɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرامگاه؛ آرشیو، اتاق ثبت.
Word Forms
جمعmorgues

جملات نمونه

she put us in that draughty morgue of a sitting room.

او ما را در آن سردخانه زهوار در رفته نشیمن قرار داد.

The body was taken to the morgue for examination.

جسد برای معاینه به سردخانه منتقل شد.

The detective visited the morgue to gather evidence.

مامور پلیس برای جمع آوری مدارک از سردخانه بازدید کرد.

The morgue is where autopsies are performed.

سردخانه مکانی است که در آن کالبدشکافی انجام می شود.

The morgue attendant prepares bodies for identification.

نگهبان سردخانه جسدها را برای شناسایی آماده می کند.

Families often visit the morgue to identify their loved ones.

خانواده ها اغلب برای شناسایی عزیزانشان از سردخانه بازدید می کنند.

The morgue is kept at a low temperature to preserve the bodies.

سردخانه در دمای پایین نگهداری می شود تا جسدها حفظ شوند.

The morgue is a somber and quiet place.

سردخانه مکانی تاریک و ساکت است.

The morgue is an essential part of forensic investigations.

سردخانه بخشی ضروری از تحقیقات پزشکی قانونی است.

The morgue is equipped with refrigeration units to store bodies.

سردخانه مجهز به واحد های سرمایشی برای نگهداری جسدها است.

The morgue is where the deceased are temporarily held before burial or cremation.

سردخانه مکانی است که در آن متوفیان قبل از دفن یا سوزاندن به طور موقت نگهداری می شوند.

نمونه‌های واقعی

31st and 1st is the city morgue.

تقاطع خیابان 31 و خیابان 1، سردخانه شهری است.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Searched that morgue for 45 minutes.

سردخانه را به مدت 45 دقیقه جستجو کردم.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

And outside the morgue, there is a decorated car waiting.

و بیرون از سردخانه، یک ماشین تزئین شده منتظر است.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

You want to go to the morgue?

می‌خواهید به سردخانه بروید؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

A body just landed in the morgue.

یک جسد به تازگی در سردخانه قرار گرفته است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Talked to the morgue guy this morning.

امروز صبح با مسئول سردخانه صحبت کردم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Drinks and a trip to the morgue?

نوشیدنی و یک سفر به سردخانه؟

منبع: English little tyrant

If you visit your local morgue, you'll find the bodies of good people who made bad choices.

اگر از سردخانه محلی خود دیدن کنید، جسد افراد خوبی را که انتخاب‌های بدی کرده‌اند، پیدا خواهید کرد.

منبع: Deadly Women

Not my final stop, I hope. City morgue, downtown.

امیدوارم ایستگاه پایانی من نباشد. سردخانه شهری، در مرکز شهر.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Body's been in the morgue, donated to science.

جسد در سردخانه بوده، به علم اهدا شده است.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید