motives

[ایالات متحده]/ˈməʊtɪvz/
[بریتانیا]/ˈmoʊtɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلایل انجام کاری
v. فراهم کردن دلیلی برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

hidden motives

انگیزه‌های پنهان

selfish motives

انگیزه‌های خودخواهانه

ulterior motives

انگیزه‌های پنهانی

personal motives

انگیزه‌های شخصی

political motives

انگیزه‌های سیاسی

financial motives

انگیزه‌های مالی

noble motives

انگیزه‌های والا

pure motives

انگیزه‌های پاک

mixed motives

انگیزه‌های ترکیبی

unknown motives

انگیزه‌های ناشناخته

جملات نمونه

his motives for helping were unclear.

انگیزه‌های او برای کمک نامشخص بود.

she questioned his motives for the donation.

او انگیزه‌های او برای کمک را زیر سوال برد.

the detective investigated the suspect's motives.

مامور پلیس انگیزه‌های مظنون را بررسی کرد.

understanding people's motives can improve communication.

درک انگیزه های مردم می تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

his motives were driven by a desire for power.

انگیزه‌های او ناشی از میل به قدرت بود.

she revealed her motives during the interview.

او انگیزه‌های خود را در طول مصاحبه فاش کرد.

they acted out of altruistic motives.

آنها از روی انگیزه های نوع دوستانه عمل کردند.

motives can often be more complex than they seem.

انگیزه ها اغلب می توانند پیچیده تر از آن چیزی باشند که به نظر می رسد.

his motives were questioned by the media.

انگیزه‌های او توسط رسانه ها زیر سوال رفت.

she had hidden motives for her actions.

او انگیزه‌های پنهانی برای اعمال خود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید