motorboat

[ایالات متحده]/'məʊtəbəʊt/
[بریتانیا]/'motɚ,bot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق موتوری
Word Forms

جملات نمونه

This motorboat fouled a wooden boat.

این قایق موتوری یک قایق چوبی را به هم کوبید.

The motorboat put on speed as soon as it left the pier.

به محض اینکه قایق موتوری از اسکله خارج شد، سرعتش را افزایش داد.

Powerboat racing began about the end of last century, and became truly international in 1922 with the organization of the Union for International Motorboating (UIM).

مسابقات قایقرانی موتوری حدود پایان قرن گذشته آغاز شد و در سال 1922 با تشکیل اتحادیه بین‌المللی قایقرانی موتوری (UIM) واقعاً بین‌المللی شد.

They rode the motorboat across the lake.

آنها با قایق موتوری از روی دریاچه عبور کردند.

The motorboat engine roared to life.

موتور قایق موتوری با غرش زنده شد.

She enjoys the thrill of riding a motorboat.

او از هیجان سواری با قایق موتوری لذت می برد.

The motorboat skimmed over the water effortlessly.

قایق موتوری به راحتی روی آب سر خورد.

We rented a motorboat for the day.

ما یک قایق موتوری برای یک روز اجاره کردیم.

The motorboat captain navigated through the narrow channel.

کاپیتان قایق موتوری از طریق کانال باریک هدایت کرد.

They spent the weekend waterskiing behind the motorboat.

آنها آخر هفته را پشت قایق موتوری اسکی روی آب گذراندند.

The motorboat cruised along the coastline.

قایق موتوری در امتداد خط ساحلی حرکت کرد.

He fixed the motorboat's propeller before setting off.

او قبل از حرکت، پروانه قایق موتوری را تعمیر کرد.

The motorboat raced against the sailboat in the regatta.

قایق موتوری در مسابقه با قایق بادبانی مسابقه داد.

نمونه‌های واقعی

The current of the water running past the elementary school is too strong for our motorboats.

جریان آب عبوری از کنار مدرسه ابتدایی برای قایق‌های موتوری ما بیش از حد قوی است.

منبع: NPR News July 2021 Compilation

Randy was giving me a Facetime motorboat.

رندی داشت با فیس‌تایم قایق موتوری به من می‌داد.

منبع: 2 Broke Girls Season 6

Oh, maybe I should set the world record for motorboating!

اوه، شاید باید رکورد جهانی قایق‌سواری موتوری را بزنم!

منبع: The daily life of a chatty orange.

One time, I motorboated so long that I passed out.

یک بار، آنقدر طولانی قایق موتوری سواری کردم که از هوش رفتم.

منبع: Chatty Orange: LEGO Edition

Oh, yeah. No, me? Love me the motorboat.

اوه، آره. نه، من؟ عاشقم قایق موتوری.

منبع: Night shift doctor

I believe you can motorboat for so long that you pass out, okay?

من فکر می‌کنم می‌توانید آنقدر قایق موتوری سواری کنید که از هوش بروید، باشه؟

منبع: Chatty Orange: LEGO Edition

Their motorboat struck a rock and began to sink.

قایق موتوری آن‌ها به یک صخره برخورد کرد و شروع به غرق شدن کرد.

منبع: Langman OCLM-01 words

A small motorboat pulled up to us. The man asked if we were stranded.

یک قایق موتوری کوچک به سمت ما آمد. مرد پرسید آیا ما سرگردان هستیم.

منبع: American Life Podcast

The motorboat had left the Petronel again, Searle said.

قایق موتوری دوباره از پترونل خارج شده بود، سرل گفت.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

But as he was going up the street, he heard a motorboat leave the Petronel.

اما همانطور که او داشت در خیابان بالا می‌رفت، صدای قایق موتوری که از پترونل خارج می‌شد را شنید.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید