motorboats

[ایالات متحده]/ˈməʊtəbəʊts/
[بریتانیا]/ˈmoʊtərboʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قایق که با موتور کار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fast motorboats

قایق‌های موتوری سریع

luxury motorboats

قایق‌های موتوری لوکس

new motorboats

قایق‌های موتوری جدید

small motorboats

قایق‌های موتوری کوچک

racing motorboats

قایق‌های موتوری مسابقه‌ای

electric motorboats

قایق‌های موتوری الکتریکی

used motorboats

قایق‌های موتوری دست دوم

fishing motorboats

قایق‌های موتوری ماهیگیری

family motorboats

قایق‌های موتوری خانوادگی

sport motorboats

قایق‌های موتوری ورزشی

جملات نمونه

motorboats are popular for weekend getaways.

قایق‌های موتوری برای تعطیلات آخر هفته محبوب هستند.

we rented motorboats to explore the lake.

ما برای گشت و گذار در دریاچه، قایق موتوری اجاره کردیم.

motorboats can reach high speeds on open water.

قایق‌های موتوری می‌توانند با سرعت بالا در آب‌های آزاد حرکت کنند.

many tourists enjoy riding motorboats during their vacations.

بسیاری از گردشگران از سوار شدن به قایق‌های موتوری در طول تعطیلات خود لذت می‌برند.

safety equipment is essential when using motorboats.

تجهیزات ایمنی هنگام استفاده از قایق‌های موتوری ضروری است.

motorboats require regular maintenance to operate efficiently.

قایق‌های موتوری برای عملکرد کارآمد به نگهداری منظم نیاز دارند.

some motorboats are designed for fishing enthusiasts.

برخی از قایق‌های موتوری برای علاقه‌مندان به ماهیگیری طراحی شده‌اند.

we saw a variety of motorboats at the marina.

ما انواع مختلفی از قایق‌های موتوری را در اسکله دیدیم.

learning to drive motorboats can be a fun experience.

یادگیری رانندگی قایق‌های موتوری می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده باشد.

motorboats are often used in water sports competitions.

قایق‌های موتوری اغلب در مسابقات ورزشی آبی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید