motoring

[ایالات متحده]/ˈməʊtərɪŋ/
[بریتانیا]/'motərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رانندگی با خودرو؛ سفر با خودرو
v. رانندگی کردن با خودرو
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmotoring
جمعmotorings

جملات نمونه

a motoring tour of Scotland.

یک سفر موتوری در اسکاتلند.

the car personified motoring fun for two decades.

خودرو، تفریح رانندگی را برای دو دهه تجسم بخشید.

I was, don't you know, a great motoring enthusiast in those days.

من در آن روزها یک مشتاق رانندگی بزرگ بودم، می‌دانید.

Heavy fines were levied on motoring offenders.

جریمه‌های سنگینی بر متخلفان رانندگی تحمیل شد.

He enjoys motoring along the coastal road.

او از رانندگی در امتداد جاده ساحلی لذت می‌برد.

Motoring in the countryside can be very relaxing.

رانندگی در حومه شهر می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

She decided to take up motoring as a hobby.

او تصمیم گرفت رانندگی را به عنوان یک سرگرمی دنبال کند.

Motoring enthusiasts often gather at car shows.

علاقه‌مندان به رانندگی اغلب در نمایشگاه‌های خودرو گرد هم می‌آیند.

Motoring through the mountains requires skill and caution.

رانندگی در کوه‌ها نیاز به مهارت و احتیاط دارد.

Motoring at night can be challenging due to reduced visibility.

رانندگی در شب می‌تواند به دلیل کاهش دید دشوار باشد.

They went motoring around the lake for the afternoon.

آنها بعد از ظهر به رانندگی در اطراف دریاچه رفتند.

Motoring is a popular way to explore new places.

رانندگی یک راه محبوب برای کشف مکان‌های جدید است.

The couple went motoring on their honeymoon.

زوج در ماه عسل خود به رانندگی رفتند.

Motoring in heavy traffic can be stressful.

رانندگی در ترافیک سنگین می‌تواند استرس‌زا باشد.

نمونه‌های واقعی

But bringing autonomous motoring to the world is proving harder than Google had envisaged.

اما رساندن رانندگی خودران به جهان دشوارتر از آنچه گوگل تصور کرده بود، در حال پیشرفت است.

منبع: The Economist - Technology

Soon, members of the Royal family and other wealthy people took up motoring as a sport.

به زودی، اعضای خانواده سلطنتی و افراد ثروتمند دیگر، رانندگی را به عنوان یک ورزش به عهده گرفتند.

منبع: CET-4 Listening Comprehension - Short Passage Understanding

I mean, they understand motoring over there.

منظورم این است که آنها در آنجا رانندگی را درک می کنند.

منبع: And Then There Were None

We're motoring our way to the weekend.

ما در حال رانندگی به سمت آخر هفته هستیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

All right, get out of here. Happy motoring.

باشد، از اینجا برو. رانندگی خوش.

منبع: Modern Family - Season 07

But reinventing motoring as a service fits neatly with Google's plans to become as big in hardware as in software.

اما بازآفرینی رانندگی به عنوان یک سرویس به خوبی با برنامه های گوگل برای تبدیل شدن به اندازه سخت افزار به اندازه نرم افزار مطابقت دارد.

منبع: The Economist - Technology

I was motoring with friends in France'.

من با دوستانم در فرانسه رانندگی می کردم.

منبع: Veil

It was a cap for motoring in England.

این یک سقف برای رانندگی در انگلستان بود.

منبع: The Sound and the Fury

But Colin Herron warns that 'electric motoring' doesn't mean a zero-carbon future.

اما ک Colin Herron هشدار می دهد که 'رانندگی الکتریکی' به معنای آینده ای با کربن صفر نیست.

منبع: BBC Learning English (official version)

Bertie is motoring down from London.

برتی در حال رانندگی از لندن در حال پایین آمدن است.

منبع: Langman OCLM-01 words

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید