surged

[ایالات متحده]/[sɜːd]/
[بریتانیا]/[sɜːrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افزایش ناگهانی و چشمگیر؛ افزایش سریع؛ جریان یا حرکت با نیروی ناگهانی و شدید؛ افزایش یا برهمه‌ گرفتن در تعداد یا مقدار
adv. ناگهانی و سریع

عبارات و ترکیب‌ها

surged forward

با سرعت به جلو رانده شد

surged with power

با قدرت پیش رفت

surged higher

بالاتر رفت

surged through

از میان عبور کرد

surged ahead

پیش افتاد

surged upwards

به سمت بالا رانده شد

surged past

از کنار عبور کرد

surged back

به عقب رانده شد

جملات نمونه

demand for electric vehicles surged last quarter.

تقاضا برای خودروهای الکتریکی در فصل گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافت.

the company's profits surged after the new product launch.

پس از عرضه محصول جدید، سود شرکت به طور قابل توجهی افزایش یافت.

river levels surged due to the heavy rainfall.

به دلیل بارش شدید، سطح رودخانه ها به طور قابل توجهی افزایش یافت.

inflation surged unexpectedly, worrying economists.

تورم به طور غیرمنتظره ای افزایش یافت که باعث نگرانی اقتصاددانان شد.

interest rates surged, impacting the housing market.

نرخ بهره افزایش یافت و بر بازار مسکن تأثیر گذاشت.

the number of online users surged during the holiday season.

تعداد کاربران آنلاین در طول فصل تعطیلات به طور قابل توجهی افزایش یافت.

volunteer applications surged following the disaster appeal.

پس از درخواست کمک در مورد فاجعه، تعداد درخواست های داوطلبانه به طور قابل توجهی افزایش یافت.

crime rates surged in the downtown area.

نرخ جرم و جنایت در منطقه مرکز شهر به طور قابل توجهی افزایش یافت.

public anger surged over the government's decision.

خشم عمومی نسبت به تصمیم دولت افزایش یافت.

the stock market surged to a record high.

بازار سهام به بالاترین حد خود رسید.

a surge of support for the candidate emerged.

یک موج حمایت از نامزد ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید