murkier

[ایالات متحده]/ˈmɜːkɪə/
[بریتانیا]/ˈmɜrkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تیره‌تر یا مبهم‌تر; کثیف‌تر یا گل‌آلودتر (مانند آب)

عبارات و ترکیب‌ها

murkier waters

آب‌های گنگ

murkier situation

وضعیت مبهم

murkier depths

اعماق مبهم

murkier past

گذشته مبهم

murkier motives

انگیزه‌های مبهم

murkier air

هوای مبهم

murkier future

آینده مبهم

murkier issues

مسائل مبهم

murkier circumstances

شرایط مبهم

جملات نمونه

the water in the lake became murkier after the storm.

آب در دریاچه پس از طوفان گنگ‌تر شد.

as the investigation continued, the motives grew murkier.

همانطور که تحقیقات ادامه یافت، انگیزه‌ها مبهم‌تر شدند.

the details of the plan were murkier than we initially thought.

جزئیات طرح مبهم‌تر از آن چیزی بود که در ابتدا فکر می‌کردیم.

his explanation only made the situation murkier.

توضیحات او فقط وضعیت را مبهم‌تر کرد.

the plot of the movie became murkier as it progressed.

داستان فیلم با پیشرفت آن مبهم‌تر شد.

her feelings about the relationship grew murkier over time.

احساسات او در مورد رابطه با گذشت زمان مبهم‌تر شد.

the murkier waters made it difficult to see the fish.

آب‌های گنگ‌تر دیدن ماهی‌ها را دشوار می‌کرد.

the company's future looks murkier due to recent events.

آینده شرکت به دلیل وقایع اخیر مبهم‌تر به نظر می‌رسد.

as the debate continued, the arguments became murkier.

همانطور که بحث ادامه یافت، استدلال‌ها مبهم‌تر شدند.

his intentions were murkier than anyone realized.

قصد او مبهم‌تر از آن چیزی بود که هر کسی متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید