mythomaniac

[ایالات متحده]/ˌmɪθəʊˈmeɪnɪæk/
[بریتانیا]/ˌmɪθəˈmeɪniˌæk/

ترجمه

n. فردی که تمایل وسواسی به دروغ گفتن دارد
adj. مربوط به یا مشخصه میتومانیا

عبارات و ترکیب‌ها

mythomaniac tendencies

تمایلات دروغگو

mythomaniac behavior

رفتار دروغگو

mythomaniac stories

داستان‌های دروغگو

mythomaniac claims

ادعاهای دروغگو

mythomaniac personality

شخصیت دروغگو

mythomaniac fantasies

فانتزی‌های دروغگو

mythomaniac delusions

توهمات دروغگو

mythomaniac traits

ویژگی‌های دروغگو

mythomaniac narratives

روایت‌های دروغگو

جملات نمونه

he is a mythomaniac who constantly fabricates stories.

او یک دروغگو است که دائماً داستان‌سرایی می‌کند.

her mythomaniac tendencies often lead to trouble.

تمایلات دروغگویی او اغلب منجر به مشکل می‌شود.

a mythomaniac may struggle to distinguish between reality and fantasy.

یک دروغگو ممکن است در تشخیص بین واقعیت و خیال دچار مشکل شود.

people often find it hard to trust a mythomaniac.

مردم اغلب به سختی به یک دروغگو اعتماد می‌کنند.

the mythomaniac told elaborate lies about his past.

آن دروغگو در مورد گذشته خود دروغ‌های پیچیده‌ای گفت.

being a mythomaniac can isolate a person from their friends.

دروغگو بودن می‌تواند یک فرد را از دوستانش جدا کند.

she was labeled a mythomaniac after her outrageous claims.

او پس از ادعاهای جسورانه خود به عنوان یک دروغگو شناخته شد.

mythomaniacs often seek attention through their fabrications.

دروغگوها اغلب از طریق دروغ‌های خود به دنبال جلب توجه هستند.

his mythomaniac behavior raised concerns among his family.

رفتار دروغگویش باعث نگرانی خانواده‌اش شد.

understanding a mythomaniac's psyche can be challenging.

درک روان یک دروغگو می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید