naivete

[ایالات متحده]/ˌnɑ:i:vˈteɪ/
[بریتانیا]/ˌnɑivˈte/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌گناهی، عدم پیچیدگی
Word Forms
جمعnaivetes

جملات نمونه

Love you with the naivete and the ligeance of the childhood;

عشق شما با سادگی و وفاداری دوران کودکی;

But this may betray a certain psychological naivete, for a growing research base is showing much of our moral thinking is automatic and nonconscious - mindless even.

اما این ممکن است خیانت به یک نوع ساده‌دلی روانشناختی باشد، زیرا یک پایگاه تحقیقاتی رو به رشد نشان می‌دهد که بخش زیادی از تفکر اخلاقی ما خودکار و ناخودآگاه - حتی بی‌فکر است.

She displayed a certain naivete in believing everything she was told.

او با این تصور که همه چیز را باور کند، سادگی خاصی نشان داد.

His naivete led him to trust the wrong people.

سادگی او باعث شد که به افراد اشتباه اعتماد کند.

The young girl's naivete made her an easy target for scams.

سادگی دختر جوان او را به راحتی هدف کلاهبرداری کرد.

I used to envy her naivete, but now I see it as a vulnerability.

من زمانی به سادگی او غبطه می‌ورزیدم، اما اکنون آن را به عنوان یک آسیب‌پذیری می‌بینم.

His naivete about the real world was endearing.

سادگی او در مورد دنیای واقعی دوست‌داشتنی بود.

The politician's naivete about the complexities of governance was evident.

سادگی سیاستمدار در مورد پیچیدگی حکومت آشکار بود.

She approached the situation with a refreshing naivete.

او با سادگی دلپذیر با این وضعیت روبرو شد.

His naivete was charming but also concerning.

سادگی او جذاب بود اما نگران‌کننده نیز بود.

The film portrayed the character's naivete as a source of both innocence and danger.

فیلم سادگی شخصیت را به عنوان منبع هم معصومیت و هم خطر به تصویر کشید.

Despite her naivete, she had a keen intuition about people.

با وجود سادگی‌اش، او شهود قوی در مورد مردم داشت.

نمونه‌های واقعی

We lose our heroes. We lose our naivete.

ما قهرمانان خود را از دست می‌دهیم. ما معصومیت خود را از دست می‌دهیم.

منبع: Rich Dad Poor Dad

Perhaps her naivete was her greatest charm.

شاید معصومیت او بزرگترین جذابیت او بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Well, naivete eventually morphed into flat-out denial.

خب، معصومیت به تدریج به انکار آشکار تبدیل شد.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

I mean, I know she has my looks, but does she have my naivete?

منظورم این است که می‌دانم او ظاهر من را دارد، اما آیا او معصومیت من را دارد؟

منبع: 2 Broke Girls Season 5

In German, a kind of stupidity or naivete.

در آلمانی، نوعی حماقت یا معصومیت.

منبع: Art of Cooking Guide

In my naivete, I thought I got to choose.

در معصومیت خودم، فکر می‌کردم حق انتخاب دارم.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2022 Collection

And along with that ignorance came a bit of arrogance and naivete.

و همراه با آن نادانی، کمی غرور و معصومیت نیز وجود داشت.

منبع: Financial Times Podcast

" Dad, those all come from the same animal, " his daughter says helpfully. " Yeah, right, Lisa, " Homer responds, amused by her naivete.

" بابا، همه اینها از یک حیوان می‌آید، " دخترش به طور مفید می‌گوید. " آره، درست می‌گی، لیزا، " هومر در پاسخ، از معصومیت او سرگرم می‌شود.

منبع: Reader's Digest Anthology

I said in my closing statement, " passion, openness and naivete are superior to hypocrisy, cunning and contrived decency that conceals crimes." .

گفتم در اظهارات پایانی‌ام، «شور و شوق، صراحت و معصومیت بر ریاکاری، حیله‌گری و وقار ساختگی که جرایم را پنهان می‌کند، برتر است».

منبع: TED Radio Hour

I think under it all, in my naivete, I've assumed that a marriage can change a relationship. Can save a relationship. Can fill the cracks and buff away the scratches.

فکر می‌کنم در همه اینها، در معصومیت خودم، فرض کرده‌ام که ازدواج می‌تواند رابطه‌ای را تغییر دهد. می‌تواند رابطه‌ای را نجات دهد. می‌تواند شکاف‌ها را پر کند و خراش‌ها را از بین ببرد.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید