take a nap
استراحت کوتاه
nap time
زمان چرت
power nap
خواب کوتاه و با نشاط
cat nap
چرت کوتاه
refreshing nap
چرت با نشاط
The nap has made a new person of me.
من آدم جدیدی شده ام.
a quiet afternoon nap; a warm, quiet bath.
یک چرت کوتاه بعد از ظهر آرام؛ یک حمام گرم و آرام.
He made a habit of taking a nap after lunch.
او عادت کرد بعد از ناهار چرت بزند.
Mr. Green usually has a nap after lunch.
آقای گرین معمولاً بعد از ناهار چرت می زند.
The nap of the coat has been worn off.
نپ کوت ساییده شده است.
Tranmere Rovers went nap to inflict a heavy 5–1 defeat on West Ham.
ترا مرو روورز با نتیجه 5-1 سنگین، وستهم را شکست داد.
They found that the students who had a nap did better in a test of cognitive function than their napless counterparts.
آنها دریافتند که دانشآموزانی که چرتک میزدند در آزمایشی از عملکرد شناختی بهتر از همتایان خود که نمیخوابیدند عمل میکنند.
Category 2: tatting cotton cloth, excluding etamine, loop, pile nap, tulle and other cotton cloths of woven mesh fabric;
دستهبندی 2: پارچه پنبهای تاتینگ، به استثنای اتامین، حلقه، روکش پشته، توری و سایر پارچههای پنبهای با بافت مشبک.
Even naps are beneficial, according to a Harvard study in which subjects who took a 90-minute snooze after learning a task performed 50 percent better over a 24-hour period than the napless group.
حتی چرت زدن هم مفید است، طبق مطالعه ای در دانشگاه هاروارد که نشان داد افرادی که بعد از یادگیری یک کار 90 دقیقه چرت می زدند، در یک دوره 24 ساعته 50 درصد بهتر از گروهی که چرت نمی زدند، عمل می کنند.
They were Hooded Crane (52 birds), White-naped Crane (4 birds), Red-crowned Crane (11 birds), Demoiselle Crane (11 birds).
آنها جرثقیل با کلاه (52 پرنده)، جرثقیل گردن سفید (4 پرنده)، جرثقیل تاج قرمز (11 پرنده)، جرثقیل دموآز (11 پرنده) بودند.
take a nap
استراحت کوتاه
nap time
زمان چرت
power nap
خواب کوتاه و با نشاط
cat nap
چرت کوتاه
refreshing nap
چرت با نشاط
The nap has made a new person of me.
من آدم جدیدی شده ام.
a quiet afternoon nap; a warm, quiet bath.
یک چرت کوتاه بعد از ظهر آرام؛ یک حمام گرم و آرام.
He made a habit of taking a nap after lunch.
او عادت کرد بعد از ناهار چرت بزند.
Mr. Green usually has a nap after lunch.
آقای گرین معمولاً بعد از ناهار چرت می زند.
The nap of the coat has been worn off.
نپ کوت ساییده شده است.
Tranmere Rovers went nap to inflict a heavy 5–1 defeat on West Ham.
ترا مرو روورز با نتیجه 5-1 سنگین، وستهم را شکست داد.
They found that the students who had a nap did better in a test of cognitive function than their napless counterparts.
آنها دریافتند که دانشآموزانی که چرتک میزدند در آزمایشی از عملکرد شناختی بهتر از همتایان خود که نمیخوابیدند عمل میکنند.
Category 2: tatting cotton cloth, excluding etamine, loop, pile nap, tulle and other cotton cloths of woven mesh fabric;
دستهبندی 2: پارچه پنبهای تاتینگ، به استثنای اتامین، حلقه، روکش پشته، توری و سایر پارچههای پنبهای با بافت مشبک.
Even naps are beneficial, according to a Harvard study in which subjects who took a 90-minute snooze after learning a task performed 50 percent better over a 24-hour period than the napless group.
حتی چرت زدن هم مفید است، طبق مطالعه ای در دانشگاه هاروارد که نشان داد افرادی که بعد از یادگیری یک کار 90 دقیقه چرت می زدند، در یک دوره 24 ساعته 50 درصد بهتر از گروهی که چرت نمی زدند، عمل می کنند.
They were Hooded Crane (52 birds), White-naped Crane (4 birds), Red-crowned Crane (11 birds), Demoiselle Crane (11 birds).
آنها جرثقیل با کلاه (52 پرنده)، جرثقیل گردن سفید (4 پرنده)، جرثقیل تاج قرمز (11 پرنده)، جرثقیل دموآز (11 پرنده) بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید