| قسمت سوم فعل | slumbered |
| شکل سوم شخص مفرد | slumbers |
| صفت یا فعل حال استمراری | slumbering |
| زمان گذشته | slumbered |
| جمع | slumbers |
peaceful slumber
خواب آرام
deep slumber
خواب عمیق
fall into slumber
وارد خواب شدن
slumber away one's time
گذراندن وقت در خواب
The baby slumbered in his cradle.
نوزاد در گهوارهاش به خواب رفت.
the village street slumbered under the afternoon sun.
کوی محله زیر نور خورشید بعد از ظهر به خواب رفت.
Sleeping Beauty slumbered in her forest castle.
گداختهخواب در قلعه جنگلی خود به خواب رفت.
It is possibile that reduced slumber affects the number of calories burned while at reast( basal metabolic rate) and translates into weight gain over time.
امکان دارد که کاهش خواب بر تعداد کالریهای سوزانده شده در حالی که در حالت استراحت (نرخ متابولیسم پایه) تأثیر بگذارد و در طول زمان منجر به افزایش وزن شود.
The first was that this was no ordinary slumber.
این اولین نکته این بود که این یک خواب معمولی نبود.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesSometimes we just feel like we need a midday slumber, right?
گاهی اوقات فقط احساس میکنیم که به یک چرت بعد از ظهر نیاز داریم، درسته؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthIt was necessary, therefore, to invent instruments that neither slumbered nor slept.
بنابراین، لازم بود ابزاری اختراع شود که نه به خواب میرفت و نه میخوابید.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)Dancing around, telling secrets like girls at a slumber party.
اینجا و آنجا میچرخیدند و رازها را مثل دختران در یک مهمانی خواب تعریف میکردند.
منبع: Modern Family - Season 07Since Phoebe's staying, we'll have a slumber party.
از آنجایی که فیبی میماند، یک مهمانی خواب خواهیم داشت.
منبع: "Friends" Season 1 - by MiaMares only feed on those who slumber.
اسبهای وحشی فقط از کسانی که میخوابند تغذیه میکنند.
منبع: Lost Girl Season 2Hey, slumber butt, where ya been all day?
هی، خوابآلوده، تو تمام روز کجا بودی؟
منبع: Lost Girl Season 232 I dream when I'm deep in slumber.
32 من رویایی میبینم وقتی عمیقاً در خواب هستم.
منبع: Reader's Digest AnthologyYeah, she wanted to go to a slumber party.
بله، او میخواست به یک مهمانی خواب برود.
منبع: The Good Place Season 2Stop it! Beau died in his slumber, of natural causes.
بس کن! بو در خوابش مرد، به دلایل طبیعی.
منبع: American Horror Story Season 1peaceful slumber
خواب آرام
deep slumber
خواب عمیق
fall into slumber
وارد خواب شدن
slumber away one's time
گذراندن وقت در خواب
The baby slumbered in his cradle.
نوزاد در گهوارهاش به خواب رفت.
the village street slumbered under the afternoon sun.
کوی محله زیر نور خورشید بعد از ظهر به خواب رفت.
Sleeping Beauty slumbered in her forest castle.
گداختهخواب در قلعه جنگلی خود به خواب رفت.
It is possibile that reduced slumber affects the number of calories burned while at reast( basal metabolic rate) and translates into weight gain over time.
امکان دارد که کاهش خواب بر تعداد کالریهای سوزانده شده در حالی که در حالت استراحت (نرخ متابولیسم پایه) تأثیر بگذارد و در طول زمان منجر به افزایش وزن شود.
The first was that this was no ordinary slumber.
این اولین نکته این بود که این یک خواب معمولی نبود.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesSometimes we just feel like we need a midday slumber, right?
گاهی اوقات فقط احساس میکنیم که به یک چرت بعد از ظهر نیاز داریم، درسته؟
منبع: CNN 10 Student English of the MonthIt was necessary, therefore, to invent instruments that neither slumbered nor slept.
بنابراین، لازم بود ابزاری اختراع شود که نه به خواب میرفت و نه میخوابید.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)Dancing around, telling secrets like girls at a slumber party.
اینجا و آنجا میچرخیدند و رازها را مثل دختران در یک مهمانی خواب تعریف میکردند.
منبع: Modern Family - Season 07Since Phoebe's staying, we'll have a slumber party.
از آنجایی که فیبی میماند، یک مهمانی خواب خواهیم داشت.
منبع: "Friends" Season 1 - by MiaMares only feed on those who slumber.
اسبهای وحشی فقط از کسانی که میخوابند تغذیه میکنند.
منبع: Lost Girl Season 2Hey, slumber butt, where ya been all day?
هی، خوابآلوده، تو تمام روز کجا بودی؟
منبع: Lost Girl Season 232 I dream when I'm deep in slumber.
32 من رویایی میبینم وقتی عمیقاً در خواب هستم.
منبع: Reader's Digest AnthologyYeah, she wanted to go to a slumber party.
بله، او میخواست به یک مهمانی خواب برود.
منبع: The Good Place Season 2Stop it! Beau died in his slumber, of natural causes.
بس کن! بو در خوابش مرد، به دلایل طبیعی.
منبع: American Horror Story Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید