narrates

[ایالات متحده]/nəˈreɪts/
[بریتانیا]/nəˈreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داستانی را گفتن یا روایت کردن از وقایع

عبارات و ترکیب‌ها

narrates a story

داستان‌گویی می‌کند

narrates events

واقعه‌ها را روایت می‌کند

narrates history

تاریخ را روایت می‌کند

narrates experiences

تجربه‌ها را روایت می‌کند

narrates a tale

قصه را روایت می‌کند

narrates facts

حقایق را روایت می‌کند

narrates adventures

ماجراجویی‌ها را روایت می‌کند

narrates dreams

رویاها را روایت می‌کند

narrates thoughts

افکار را روایت می‌کند

narrates feelings

احساسات را روایت می‌کند

جملات نمونه

the author narrates a captivating story about friendship.

نویسنده داستانی جذاب در مورد دوستی را روایت می‌کند.

she narrates her travel experiences with great enthusiasm.

او تجربیات سفر خود را با شور و اشتیاق فراوان روایت می‌کند.

the documentary narrates the history of ancient civilizations.

مستند تاریخ تمدن‌های باستانی را روایت می‌کند.

he narrates the events of the day in his blog.

او وقایع روز را در وبلاگ خود روایت می‌کند.

the teacher narrates the lesson in an engaging way.

معلم درس را به روشی جذاب روایت می‌کند.

the film narrates the struggles of a young artist.

فیلم تلاش‌های یک هنرمند جوان را روایت می‌کند.

she narrates her childhood memories with fondness.

او خاطرات دوران کودکی خود را با محبت و علاقه روایت می‌کند.

the podcast narrates true crime stories each week.

هر هفته پادکست داستان‌های جنایی واقعی را روایت می‌کند.

the narrator skillfully narrates the plot twists.

راوی به طور ماهرانه پیچش‌های داستان را روایت می‌کند.

he narrates the challenges faced by the team during the project.

او چالش‌هایی که تیم در طول پروژه با آن مواجه بود را روایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید