nastier

[ایالات متحده]/ˈnɑːstɪə/
[بریتانیا]/ˈnæstɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از ناخوشایند; ناخوشایندتر یا توهین‌آمیزتر; جدی‌تر یا شدیدتر; بدخواهانه یا کینه‌توزانه

عبارات و ترکیب‌ها

nastier than

بدتر از

nastier comments

نظرات بدتر

nastier situation

وضعیت بدتر

nastier behavior

رفتار بدتر

nastier rumors

شایعات بدتر

nastier side

طرف بدتر

nastier fight

درگیری بدتر

nastier remarks

اظهارات بدتر

nastier environment

محیط بدتر

nastier disputes

اختلافات بدتر

جملات نمونه

his comments became nastier as the debate progressed.

اظهارات او با پیشرفت بحث، بدتر شد.

the weather is getting nastier with each passing day.

با گذشت هر روز، هوا بدتر می‌شود.

she noticed that the competition was getting nastier.

او متوجه شد که رقابت سخت‌تر شده است.

the situation turned nastier after the argument.

پس از بحث، وضعیت بدتر شد.

his jokes were getting nastier, making people uncomfortable.

شوخی‌های او بدتر می‌شد و باعث ناراحتی مردم می‌شد.

the online comments became nastier as the article gained attention.

با افزایش توجه به مقاله، نظرات آنلاین بدتر شد.

they were involved in a nastier feud than anyone expected.

آنها در نزاعی بدتر از آنچه کسی انتظار داشت، درگیر بودند.

his behavior became nastier after he lost the game.

بعد از اینکه بازی را باخت، رفتار او بدتر شد.

the weather forecast predicts nastier storms ahead.

پیش‌بینی هواشناسی از طوفان‌های بدتر در آینده خبر می‌دهد.

she found the office gossip to be nastier than usual.

او شایعات دفتر را از حد معمول بدتر یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید