uglier than sin
زشتتر از گناه
much uglier
خیلی هم زشتتر
uglier still
هنوز هم زشتتر
getting uglier
در حال زشتتر شدن
uglier face
چهره زشتتر
looks uglier
ظاهرش زشتتر است
uglier things
چیزهای زشتتر
far uglier
خیلی خیلی زشتتر
uglier now
حالا زشتتر
so uglier
خیلی زشتتر
the old shed looked even uglier after the storm.
سرویسهای قدیمیتر بعد از طوفان حتی زشتتر به نظر میرسیدند.
compared to her sister, her paintings were considerably uglier.
در مقایسه با خواهرش، نقاشیهای او به طور قابل توجهی زشتتر بودند.
the truth can sometimes be uglier than fiction.
حقیقت گاهی اوقات میتواند از داستان بدتر باشد.
he described the situation as undeniably uglier than he'd imagined.
او وضعیت را به طور غیرقابل انکار بدتر از آنچه تصور میکرد توصیف کرد.
the abandoned factory was an uglier sight than the junkyard.
کارخانه متروکه صحنهای زشتتر از پارکینگ ضایعات بود.
the data revealed an uglier reality about climate change.
دادهها واقعیت ترسناکتری در مورد تغییرات آب و هوایی نشان داد.
the task ahead seemed significantly uglier than initially anticipated.
وظیفه پیش رو به طور قابل توجهی بدتر از حد انتظار به نظر میرسید.
the politician’s proposal was an uglier solution to the problem.
پیشنهاد سیاستمدار یک راه حل زشتتر برای این مشکل بود.
the news report painted an uglier picture of the economic downturn.
گزارش خبری تصویری بدتر از رکود اقتصادی ترسیم کرد.
the old car was much uglier than the new model.
ماشین قدیمی خیلی زشتتر از مدل جدید بود.
the abandoned house stood as an uglier reminder of the past.
خانه متروکه به عنوان یادآوری زشتتری از گذشته ایستاده بود.
uglier than sin
زشتتر از گناه
much uglier
خیلی هم زشتتر
uglier still
هنوز هم زشتتر
getting uglier
در حال زشتتر شدن
uglier face
چهره زشتتر
looks uglier
ظاهرش زشتتر است
uglier things
چیزهای زشتتر
far uglier
خیلی خیلی زشتتر
uglier now
حالا زشتتر
so uglier
خیلی زشتتر
the old shed looked even uglier after the storm.
سرویسهای قدیمیتر بعد از طوفان حتی زشتتر به نظر میرسیدند.
compared to her sister, her paintings were considerably uglier.
در مقایسه با خواهرش، نقاشیهای او به طور قابل توجهی زشتتر بودند.
the truth can sometimes be uglier than fiction.
حقیقت گاهی اوقات میتواند از داستان بدتر باشد.
he described the situation as undeniably uglier than he'd imagined.
او وضعیت را به طور غیرقابل انکار بدتر از آنچه تصور میکرد توصیف کرد.
the abandoned factory was an uglier sight than the junkyard.
کارخانه متروکه صحنهای زشتتر از پارکینگ ضایعات بود.
the data revealed an uglier reality about climate change.
دادهها واقعیت ترسناکتری در مورد تغییرات آب و هوایی نشان داد.
the task ahead seemed significantly uglier than initially anticipated.
وظیفه پیش رو به طور قابل توجهی بدتر از حد انتظار به نظر میرسید.
the politician’s proposal was an uglier solution to the problem.
پیشنهاد سیاستمدار یک راه حل زشتتر برای این مشکل بود.
the news report painted an uglier picture of the economic downturn.
گزارش خبری تصویری بدتر از رکود اقتصادی ترسیم کرد.
the old car was much uglier than the new model.
ماشین قدیمی خیلی زشتتر از مدل جدید بود.
the abandoned house stood as an uglier reminder of the past.
خانه متروکه به عنوان یادآوری زشتتری از گذشته ایستاده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید