naysayers be gone
منتقدان بروید
ignore the naysayers
منتقدان را نادیده بگیرید
naysayers will talk
منتقدان صحبت خواهند کرد
naysayers can't win
منتقدان نمیتوانند برنده شوند
naysayers are everywhere
منتقدان همه جا هستند
silence the naysayers
منتقدان را ساکت کنید
naysayers don't matter
منتقدان مهم نیستند
naysayers are loud
منتقدان بلند صحبت میکنند
despite the naysayers, she pursued her dream of becoming an artist.
با وجود منتقدان، او به دنبال رویای تبدیل شدن به یک هنرمند رفت.
the project succeeded in spite of the naysayers.
این پروژه با وجود منتقدان موفقیتآمیز بود.
naysayers often focus on the negatives rather than the potential.
منتقدان اغلب بر جنبههای منفی تمرکز میکنند، نه بر پتانسیل.
he ignored the naysayers and launched his startup.
او منتقدان را نادیده گرفت و کسب و کار خود را راه اندازی کرد.
the naysayers were proven wrong when the team won the championship.
وقتی تیم قهرمانی برد، منتقدان اشتباه خود را ثابت کردند.
listening to naysayers can discourage innovation.
گوش دادن به منتقدان میتواند نوآوری را دلسرد کند.
she turned the criticisms of naysayers into motivation.
او انتقادات منتقدان را به انگیزه تبدیل کرد.
naysayers will always exist, but don't let them stop you.
منتقدان همیشه وجود خواهند داشت، اما اجازه ندهید آنها شما را متوقف کنند.
he faced many naysayers during his political campaign.
او در طول کمپین سیاسی خود با منتقدان زیادی روبرو شد.
even the naysayers acknowledged the project's success eventually.
حتی منتقدان هم در نهایت به موفقیت پروژه اعتراف کردند.
naysayers be gone
منتقدان بروید
ignore the naysayers
منتقدان را نادیده بگیرید
naysayers will talk
منتقدان صحبت خواهند کرد
naysayers can't win
منتقدان نمیتوانند برنده شوند
naysayers are everywhere
منتقدان همه جا هستند
silence the naysayers
منتقدان را ساکت کنید
naysayers don't matter
منتقدان مهم نیستند
naysayers are loud
منتقدان بلند صحبت میکنند
despite the naysayers, she pursued her dream of becoming an artist.
با وجود منتقدان، او به دنبال رویای تبدیل شدن به یک هنرمند رفت.
the project succeeded in spite of the naysayers.
این پروژه با وجود منتقدان موفقیتآمیز بود.
naysayers often focus on the negatives rather than the potential.
منتقدان اغلب بر جنبههای منفی تمرکز میکنند، نه بر پتانسیل.
he ignored the naysayers and launched his startup.
او منتقدان را نادیده گرفت و کسب و کار خود را راه اندازی کرد.
the naysayers were proven wrong when the team won the championship.
وقتی تیم قهرمانی برد، منتقدان اشتباه خود را ثابت کردند.
listening to naysayers can discourage innovation.
گوش دادن به منتقدان میتواند نوآوری را دلسرد کند.
she turned the criticisms of naysayers into motivation.
او انتقادات منتقدان را به انگیزه تبدیل کرد.
naysayers will always exist, but don't let them stop you.
منتقدان همیشه وجود خواهند داشت، اما اجازه ندهید آنها شما را متوقف کنند.
he faced many naysayers during his political campaign.
او در طول کمپین سیاسی خود با منتقدان زیادی روبرو شد.
even the naysayers acknowledged the project's success eventually.
حتی منتقدان هم در نهایت به موفقیت پروژه اعتراف کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید