nearly

[ایالات متحده]/'nɪəlɪ/
[بریتانیا]/'nɪrli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Nearly: تقریباً; نزدیک به.

عبارات و ترکیب‌ها

nearly every day

تقریباً هر روز

nearly ready

تقریباً آماده

جملات نمونه

David was nearly asleep.

دیوید تقریباً در حال به خواب رفتن بود.

she is nearly ninety.

او تقریباً نود ساله است.

the fire was nearly out.

آتش تقریبا خاموش شده بود.

she was nearly seventy.

او تقریباً هفتاد ساله بود.

The coat nearly fits.

این کت تقریباً اندازه است.

Time is nearly up.

زمان تقریباً تمام شده است.

he was nearly dead with fatigue.

او تقریباً از فرط خستگی مرده بود.

The boy nearly fell into the river.

پسر تقریباً در رودخانه افتاد.

The room was nearly empty of furniture.

اتاق تقریباً خالی از مبلمان بود.

Our extension is nearly finished.

تمدید ما تقریباً به پایان رسیده است.

He can nearly swim.

او تقریباً می‌تواند شنا کند.

The car is pretty nearly new.

ماشین تقریباً کاملاً نو است.

a farm worth nearly R1,3 million.

یک مزرعه به ارزش تقریباً 1.3 میلیون رند.

the strike nearly bankrupted the union.

اعتصاب تقریباً اتحادیه را ورشکست کرد.

a world population of nearly 5 billion.

جمعیت جهان تقریباً 5 میلیارد است.

they nearly died of cold.

آنها تقریباً از سرما جان باختند.

she was confined for nearly a month.

او تقریباً یک ماه را در حبس گذراند.

the rent was nearly three months overdue.

اجاره تقریباً سه ماه معوقه بود.

the programme will be telecast simultaneously to nearly 150 cities.

برنامه به طور همزمان به تقریباً 150 شهر پخش خواهد شد.

نمونه‌های واقعی

Oh, you nearly... - I nearly screwed it.

وای، تقریباً... - من تقریباً خرابش کردم.

منبع: Gourmet Base

Which means nearly everyone on the planet is susceptible.

که به این معنی است تقریباً همه روی سیاره زمین در معرض خطر هستند.

منبع: Epidemic Prevention Special Edition

Nearly 10,000 houses were flooded across Japan.

تقریباً 10 هزار خانه در سراسر ژاپن آب گرفتند.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

Till they answer, We are nearly, Nearly ready, dear.

تا زمانی که پاسخ دهند، ما تقریباً، تقریباً آماده‌ایم، عزیزم.

منبع: American Original Language Arts Volume 2

A loss in love that touches me more nearly.

یک فقدان در عشق که مرا بیشتر به طور عمیقی لمس می‌کند.

منبع: The complete original version of the sonnet.

Well, I'm nearly a vegetarian. . . not quite.

خب، من تقریباً گیاهخوارم... نه دقیقاً.

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 5

Hippocrates himself actually postulated this idea in nearly 400 B.C.

خود هیپوکراط این ایده را در حدود 400 سال قبل از میلاد مطرح کرد.

منبع: Science in 60 Seconds May 2018 Collection

A fully grown ladybug can eat nearly 500 aphids a day.

یک کفشدوزک بالغ می‌تواند تقریباً 500 آفت در روز بخورد.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Nearly everything about his theory-indeed, nearly everything about Dart, it appears- annoyed them.

تقریباً همه چیز در مورد نظریه او - در واقع، تقریباً همه چیز در مورد Dart، به نظر می‌رسد - آنها را آزرده خاطر می‌کرد.

منبع: A Brief History of Everything

He hasn't shaved for nearly a week.

تقریباً یک هفته است که ریش گذاشته است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید