nears

[ایالات متحده]/[nɪəz]/
[بریتانیا]/[nɪərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نزدیک شدن یا نزدیک شدن به؛ به نزدیک شدن به یک زمان یا رویداد خاص

عبارات و ترکیب‌ها

nears completion

به پایان نزدیک می‌شود

nears the deadline

به مهلت نزدیک می‌شود

nears midnight

به نیمه‌شب نزدیک می‌شود

nears the surface

به سطح نزدیک می‌شود

nearing closer

نزدیک‌تر می‌شود

nears sixty

به شصت نزدیک می‌شود

nears the summit

به قله نزدیک می‌شود

nears the end

به پایان نزدیک می‌شود

nears dawn

به آغاز روز نزدیک می‌شود

nears the target

به هدف نزدیک می‌شود

جملات نمونه

the deadline nears, and stress levels are rising.

مهلت به پایان می‌رسد و سطح استرس در حال افزایش است.

the finish line nears; we're almost there!

خط پایان به پایان می‌رسد؛ ما تقریباً به آنجا رسیده‌ایم!

the storm nears the coast, bringing heavy rain.

باد شدید به ساحل نزدیک می‌شود و باران‌های سیل‌آور را به همراه می‌آورد.

the holiday season nears, and shopping begins.

فصل تعطیلات نزدیک می‌شود و خرید و فروش شروع می‌شود.

the summit nears, a challenging final stretch.

قیمت به پایان می‌رسد، یک فاصله نهایی چالش‌برانگیز.

the birthday nears; let's plan a surprise.

تولد نزدیک می‌شود؛ بیایید یک شوک را برنامه‌ریزی کنیم.

the end of the year nears; time for reflection.

پایان سال نزدیک می‌شود؛ زمانی برای بازبینی.

the train nears the station, slowing down.

قطار به ایستگاه نزدیک می‌شود، کند می‌شود.

the concert nears its conclusion, a fantastic show.

کنسرت به پایان نزدیک می‌شود، نمایش شگفت‌انگیزی.

the election nears, and campaigning intensifies.

انتخابات به پایان می‌رسد و تبلیغات شدیدتر می‌شود.

the sunset nears the horizon, painting the sky.

غروب خورشید به افق نزدیک می‌شود، آسمان را رنگ می‌زند.

the project nears completion, a significant milestone.

پروژه به پایان نزدیک می‌شود، یک گام مهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید