be remiss in
غفلت ورزیدن
remiss behavior
رفتار غافلانه
It was remiss of him to forget her birthday.
فراموش کردن تولد او از سوی او سهلانگاری بود.
remiss of you not to pay your bill;
بیتوجهی شما به پرداخت قبضتان.
the Home Office has been remiss about security devices.
اداره امور داخلی در مورد دستگاههای امنیتی بیاحتیاطی کرده است.
Critics have charged that the department was remiss in not trying to dialogue with representatives of the community before hiring the new officers.
منتقدان ادعا کردهاند که اداره در تلاش برای گفتگو با نمایندگان جامعه قبل از استخدام افسران جدید کوتاهی کرده است.
It would be remiss of me not to thank you for your help.
متوجه نبودن از تشکر از شما برای کمکتان از من بیجا خواهد بود.
She was remiss in her duties and was eventually fired.
او در انجام وظایف خود بیاحتیاطی کرد و در نهایت اخراج شد.
I would be remiss if I didn't mention how important teamwork is in this project.
اگر اهمیت کار تیمی در این پروژه را ذکر نکردم، بیجا خواهم بود.
He was remiss in paying his bills on time.
او در پرداخت به موقع قبوض خود بیاحتیاطی کرد.
It is remiss of you not to inform me about the meeting.
بیتوجهی شما به اطلاع رساندن من در مورد جلسه بیجا است.
The manager was remiss in addressing the employee's concerns.
مدیر در رسیدگی به نگرانیهای کارمند بیاحتیاطی کرد.
She was remiss in returning the borrowed books to the library.
او در بازگرداندن کتابهای امانت گرفته شده به کتابخانه بیاحتیاطی کرد.
It would be remiss of us not to consider all possible options before making a decision.
بیتوجهی ما به در نظر گرفتن تمام گزینههای ممکن قبل از تصمیمگیری بیجا خواهد بود.
The teacher was remiss in providing feedback on the students' assignments.
معلم در ارائه بازخورد در مورد تکالیف دانشآموزان بیاحتیاطی کرد.
It was remiss of him not to apologize for his mistake.
بابت اشتباهش عذرخواهی نکردن از او بیجا بود.
It would have been remiss not to admire them.
اگر آنها را تحسین نمیکردیم، جایز نبود.
منبع: And Then There Were NoneIndeed, given the crises the church faces, delicacy might seem remiss.
در واقع، با توجه به بحرانهایی که کلیسا با آنها روبرو است، ظرافت ممکن است جایز نباشد.
منبع: The Economist - InternationalBe so merciful that you be not too remiss; so execute justice that you forget not mercy.
تا آن حد مهربان باشید که بیش از حد سهلانگار نباشید؛ عدالت را به گونهای اجرا کنید که مهربانی را فراموش نکنید.
منبع: Selected English short passagesAnd I would be especially remiss if I didn't discharge right now one personal debt of gratitude.
و من به ویژه در صورتی که اکنون یک بدهی شخصی قدردانی را ادا نکردم، سهلانگار خواهم بود.
منبع: Conservative speechesJaime turned to Meryn Trant. " Ser, you've been remiss in teaching our new brothers their duties" .
So I say again we have been strangely remiss.
بنابراین دوباره میگویم که ما به طرز عجیبی سهلانگار بودهایم.
منبع: Murder at the golf courseIt is very remiss of me.
خیلی از من سهلانگار است.
منبع: The Room with a View (Part 1)So I would be remiss if I didn't state that.
بنابراین، اگر آن را بیان نکردم، از من سهلانگار خواهد بود.
منبع: Huberman LabI think would be remiss not to say to look at currencies as well.
من فکر میکنم که بیان نکردن بررسی ارزها نیز سهلانگار خواهد بود.
منبع: Financial Times PodcastWe have to wrap up, and I would be remiss to leave this question out.
ما باید جمعبندی کنیم و سهلانگارانه است که این سؤال را نادیده بگیریم.
منبع: Google Celebrity Interview Recordbe remiss in
غفلت ورزیدن
remiss behavior
رفتار غافلانه
It was remiss of him to forget her birthday.
فراموش کردن تولد او از سوی او سهلانگاری بود.
remiss of you not to pay your bill;
بیتوجهی شما به پرداخت قبضتان.
the Home Office has been remiss about security devices.
اداره امور داخلی در مورد دستگاههای امنیتی بیاحتیاطی کرده است.
Critics have charged that the department was remiss in not trying to dialogue with representatives of the community before hiring the new officers.
منتقدان ادعا کردهاند که اداره در تلاش برای گفتگو با نمایندگان جامعه قبل از استخدام افسران جدید کوتاهی کرده است.
It would be remiss of me not to thank you for your help.
متوجه نبودن از تشکر از شما برای کمکتان از من بیجا خواهد بود.
She was remiss in her duties and was eventually fired.
او در انجام وظایف خود بیاحتیاطی کرد و در نهایت اخراج شد.
I would be remiss if I didn't mention how important teamwork is in this project.
اگر اهمیت کار تیمی در این پروژه را ذکر نکردم، بیجا خواهم بود.
He was remiss in paying his bills on time.
او در پرداخت به موقع قبوض خود بیاحتیاطی کرد.
It is remiss of you not to inform me about the meeting.
بیتوجهی شما به اطلاع رساندن من در مورد جلسه بیجا است.
The manager was remiss in addressing the employee's concerns.
مدیر در رسیدگی به نگرانیهای کارمند بیاحتیاطی کرد.
She was remiss in returning the borrowed books to the library.
او در بازگرداندن کتابهای امانت گرفته شده به کتابخانه بیاحتیاطی کرد.
It would be remiss of us not to consider all possible options before making a decision.
بیتوجهی ما به در نظر گرفتن تمام گزینههای ممکن قبل از تصمیمگیری بیجا خواهد بود.
The teacher was remiss in providing feedback on the students' assignments.
معلم در ارائه بازخورد در مورد تکالیف دانشآموزان بیاحتیاطی کرد.
It was remiss of him not to apologize for his mistake.
بابت اشتباهش عذرخواهی نکردن از او بیجا بود.
It would have been remiss not to admire them.
اگر آنها را تحسین نمیکردیم، جایز نبود.
منبع: And Then There Were NoneIndeed, given the crises the church faces, delicacy might seem remiss.
در واقع، با توجه به بحرانهایی که کلیسا با آنها روبرو است، ظرافت ممکن است جایز نباشد.
منبع: The Economist - InternationalBe so merciful that you be not too remiss; so execute justice that you forget not mercy.
تا آن حد مهربان باشید که بیش از حد سهلانگار نباشید؛ عدالت را به گونهای اجرا کنید که مهربانی را فراموش نکنید.
منبع: Selected English short passagesAnd I would be especially remiss if I didn't discharge right now one personal debt of gratitude.
و من به ویژه در صورتی که اکنون یک بدهی شخصی قدردانی را ادا نکردم، سهلانگار خواهم بود.
منبع: Conservative speechesJaime turned to Meryn Trant. " Ser, you've been remiss in teaching our new brothers their duties" .
So I say again we have been strangely remiss.
بنابراین دوباره میگویم که ما به طرز عجیبی سهلانگار بودهایم.
منبع: Murder at the golf courseIt is very remiss of me.
خیلی از من سهلانگار است.
منبع: The Room with a View (Part 1)So I would be remiss if I didn't state that.
بنابراین، اگر آن را بیان نکردم، از من سهلانگار خواهد بود.
منبع: Huberman LabI think would be remiss not to say to look at currencies as well.
من فکر میکنم که بیان نکردن بررسی ارزها نیز سهلانگار خواهد بود.
منبع: Financial Times PodcastWe have to wrap up, and I would be remiss to leave this question out.
ما باید جمعبندی کنیم و سهلانگارانه است که این سؤال را نادیده بگیریم.
منبع: Google Celebrity Interview Recordلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید