nibbler

[ایالات متحده]/ˈnɪblə/
[بریتانیا]/ˈnɪblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین برش برای برش‌ها; ماشین حذف مواد خام; ماشین پروفیل پانچ مرحله‌ای
Word Forms
جمعnibblers

عبارات و ترکیب‌ها

nibbler tool

ابزار نایبلر

nibbler bite

گاز گرفتن نایبلر

nibbler snacks

میان وعده های نایبلر

nibbler device

دستگاه نایبلر

nibbler mode

حالت نایبلر

nibbler feature

ویژگی نایبلر

nibbler option

گزینه نایبلر

nibbler game

بازی نایبلر

nibbler action

عملکرد نایبلر

nibbler friend

دوست نایبلر

جملات نمونه

the rabbit is a little nibbler, always chewing on carrots.

خرگوش یک جویده کوچک است، همیشه در حال جویدن هویج.

my pet hamster is a nibbler; he loves to munch on seeds.

همستر خانگی من یک جویده است؛ او عاشق خوردن لقمه ای از دانه ها است.

the nibbler in the garden keeps eating my plants.

جویده در باغ همچنان گیاهان من را می خورد.

she described her child as a nibbler who enjoys snacks.

او فرزندش را به عنوان یک جویده توصیف کرد که از میان وعده ها لذت می برد.

don't be a nibbler; eat your meal properly!

جویده نباشید؛ غذای خود را به درستی بخورید!

the mouse is a notorious nibbler of cables.

موش یک جویده مشهور سیم ها است.

as a nibbler, she prefers small bites over large portions.

به عنوان یک جویده، او ترجیح می دهد لقمه های کوچک را به جای وعده های غذایی بزرگ بخورد.

the nibbler left tiny bites on the cheese.

جویده لقمه های کوچکی روی پنیر گذاشت.

he is a nibbler, often snacking while watching tv.

او یک جویده است، اغلب در حالی که تلویزیون تماشا می کند، میان وعده می خورد.

the garden has become a favorite spot for the nibbler.

باغ به مکان مورد علاقه جویده تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید