| جمع | gleaners |
a gleaner
گریب
gleaner's work
کار گریب
the gleaner carefully scanned the field for dropped ears of corn.
گرایشگر با دقت زمین را جستجو کرد تا گوشتانههای گندمی که از دست رفتهاند را پیدا کند.
a dedicated gleaner could often find enough to supplement their income.
یک گرایشگر وفادار معمولاً میتوانست کافی یافت کند تا درآمد خود را تکمیل کند.
she was a resourceful gleaner, known for her sharp eyes and persistence.
او یک گرایشگر خلاق بود که به دلیل چشمان تیز و پشتکارش شناخته میشد.
the gleaner moved slowly, collecting scattered grains after the harvest.
گرایشگر به آرامی حرکت میکرد و پس از برداشت، دانههای پراکنده را جمع میآورد.
many gleaners worked long hours under the hot sun.
بسیاری از گرایشگران زیر خورشید گرم ساعات طولانی کار میکردند.
the traditional practice of gleaning provided a vital food source.
معتادت سنتی گرایشگری یک منبع غذایی حیاتی فراهم میکرد.
he watched the combine harvester and then began his gleaning rounds.
او ماشین جمعآوری را مشاهده کرد و سپس گردش گرایشگری خود را شروع کرد.
the gleaner’s basket was nearly full of wheat stalks.
کیف گرایشگر تقریباً پر از دانههای گندم بود.
gleaning offered a way to salvage crops left after the main harvest.
گرایشگری یک راه برای نجات محصولات باقیمانده پس از برداشت اصلی فراهم میکرد.
the elderly gleaner bent low to gather fallen barley.
گرایشگر سالمند به پایین خمیده شد تا گندمهای افتاده را جمعآوری کند.
she was a skilled gleaner, knowing where to find the best leftovers.
او یک گرایشگر ماهر بود که میدانست کجا بهترین باقیماندهها را پیدا کند.
a gleaner
گریب
gleaner's work
کار گریب
the gleaner carefully scanned the field for dropped ears of corn.
گرایشگر با دقت زمین را جستجو کرد تا گوشتانههای گندمی که از دست رفتهاند را پیدا کند.
a dedicated gleaner could often find enough to supplement their income.
یک گرایشگر وفادار معمولاً میتوانست کافی یافت کند تا درآمد خود را تکمیل کند.
she was a resourceful gleaner, known for her sharp eyes and persistence.
او یک گرایشگر خلاق بود که به دلیل چشمان تیز و پشتکارش شناخته میشد.
the gleaner moved slowly, collecting scattered grains after the harvest.
گرایشگر به آرامی حرکت میکرد و پس از برداشت، دانههای پراکنده را جمع میآورد.
many gleaners worked long hours under the hot sun.
بسیاری از گرایشگران زیر خورشید گرم ساعات طولانی کار میکردند.
the traditional practice of gleaning provided a vital food source.
معتادت سنتی گرایشگری یک منبع غذایی حیاتی فراهم میکرد.
he watched the combine harvester and then began his gleaning rounds.
او ماشین جمعآوری را مشاهده کرد و سپس گردش گرایشگری خود را شروع کرد.
the gleaner’s basket was nearly full of wheat stalks.
کیف گرایشگر تقریباً پر از دانههای گندم بود.
gleaning offered a way to salvage crops left after the main harvest.
گرایشگری یک راه برای نجات محصولات باقیمانده پس از برداشت اصلی فراهم میکرد.
the elderly gleaner bent low to gather fallen barley.
گرایشگر سالمند به پایین خمیده شد تا گندمهای افتاده را جمعآوری کند.
she was a skilled gleaner, knowing where to find the best leftovers.
او یک گرایشگر ماهر بود که میدانست کجا بهترین باقیماندهها را پیدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید