nightly

[ایالات متحده]/'naɪtlɪ/
[بریتانیا]/'naɪtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هر شب اتفاق می‌افتد یا انجام می‌شود؛ مربوط به یا در حال وقوع در شب
adv. هر شب

عبارات و ترکیب‌ها

nightly routine

روتین شبانه

nightly ritual

آداب شبانه

nightly news

اخبار شبانه

nightly walk

قدم زدن شبانه

nightly entertainment

سرگرمی شبانه

nightly performance

اجای شبانه

جملات نمونه

They go for a nightly walk in the park.

آنها هر شب برای پیاده‌روی به پارک می‌روند.

She enjoys her nightly ritual of reading before bed.

او از انجام مراسم شبانه خود، خواندن قبل از خواب، لذت می‌برد.

He has a nightly routine of brushing his teeth before bed.

او هر شب قبل از خواب، دندان‌های خود را مسواک می‌کند.

The hotel offers nightly entertainment for its guests.

هتل هر شب سرگرمی برای مهمانان خود ارائه می‌دهد.

The city has a problem with nightly noise disturbances.

شهر با مزاحمت‌های شبانه نویز مشکل دارد.

She takes a nightly medication to help her sleep.

او هر شب دارویی مصرف می‌کند تا به خواب رفتنش کمک کند.

The restaurant serves a popular nightly special.

رستوران یک غذای ویژه محبوب شبانه ارائه می‌دهد.

He has a nightly habit of checking his emails before bed.

او عادت شبانه چک کردن ایمیل‌هایش قبل از خواب دارد.

The theater has a nightly performance schedule.

تئاتر یک برنامه اجرای شبانه دارد.

The nightclub hosts a nightly dance party.

کلاب شبانه میزبان یک مهمانی رقص شبانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید