noblewoman

[ایالات متحده]/'nəubl,wumən/
[بریتانیا]/ˈnobəlˌwʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی از رتبه یا عنوان نجیب؛ زنی که به اشراف تعلق دارد
شکل‌های واژه

جملات نمونه

The noblewoman attended the royal banquet.

اشراف‌زاده در ضیافت سلطنتی شرکت کرد.

She was known for her grace and elegance as a noblewoman.

او به خاطر وقار و ظرافتش به عنوان یک اشراف‌زاده شناخته می‌شد.

The noblewoman wore a gown embroidered with gold thread.

اشراف‌زاده لباسی با نخ طلایی گلدوزی شده به تن داشت.

The noblewoman's portrait hung in the grand hall of the castle.

تصویر اشراف‌زاده در تالار بزرگ قلعه آویخته بود.

The noblewoman's tiara sparkled in the candlelight.

تاج اشراف‌زاده در نور شمع می‌درخشید.

The noblewoman's charity work was well-known throughout the kingdom.

فعالیت‌های خیریه اشراف‌زاده در سراسر پادشاهی شناخته شده بود.

The noblewoman's kindness endeared her to the common people.

مهربانی اشراف‌زاده او را نزد مردم عادی محبوب کرد.

The noblewoman's lineage traced back to the royal family.

تبار اشراف‌زاده به خاندان سلطنتی باز می‌گشت.

The noblewoman's estate was vast and well-managed.

املاک اشراف‌زاده وسیع و به خوبی مدیریت می‌شد.

The noblewoman's title granted her certain privileges in society.

عنوان اشراف‌زاده امتیازات خاصی را در جامعه برای او فراهم می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید