nodules

[ایالات متحده]/ˈnɒdjuːlz/
[بریتانیا]/ˈnɑːdʒuːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع نودول) توده‌های کوچک یا ورم‌ها، به‌ویژه در گیاهان؛ (جمع نودول) تومورهای کوچک یا گره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

lung nodules

گره‌های ریوی

thyroid nodules

گره‌های تیروئید

benign nodules

گره‌های خوش‌خلق

calcified nodules

گره‌های کلسیفیه

nodules formation

تشکیل گره

multiple nodules

گره‌های متعدد

pulmonary nodules

گره‌های ریوی

solid nodules

گره‌های جامد

nodules biopsy

بیوپسی گره

nodules treatment

درمان گره

جملات نمونه

the doctor found nodules in the patient's lungs.

پزشک ندول‌هایی را در ریه‌های بیمار پیدا کرد.

some nodules can be benign and require no treatment.

برخی از ندول‌ها ممکن است خوش‌خلق باشند و نیازی به درمان نداشته باشند.

nodules in the thyroid can affect hormone levels.

ندول‌ها در تیروئید می‌توانند بر سطح هورمون‌ها تأثیر بگذارند.

regular check-ups can help monitor any nodules.

معاینات منظم می‌توانند به ردیابی هرگونه ندول کمک کنند.

she was worried about the nodules detected during the scan.

او نگران ندول‌هایی بود که در طول اسکن تشخیص داده شده بودند.

nodules may require a biopsy to determine their nature.

ممکن است برای تعیین ماهیت آن‌ها به نمونه‌برداری (بیوپسی) نیاز باشد.

some patients experience discomfort due to lung nodules.

برخی از بیماران به دلیل ندول‌های ریوی دچار ناراحتی می‌شوند.

doctors often use imaging tests to identify nodules.

پزشکان اغلب از آزمایش‌های تصویربرداری برای شناسایی ندول‌ها استفاده می‌کنند.

not all nodules indicate a serious health issue.

همه ندول‌ها نشان‌دهنده یک مشکل جدی سلامتی نیستند.

she was relieved to learn that the nodules were harmless.

او از این که متوجه شد ندول‌ها بی‌خطر هستند، احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید