noiseless

[ایالات متحده]/ˈnɔɪzləs/
[بریتانیا]/ˈnɔɪzləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌صدا; خاموش; عاری از صدا

عبارات و ترکیب‌ها

noiseless environment

محیط بدون صدا

noiseless operation

عملکرد بدون صدا

noiseless mode

حالت بدون صدا

noiseless fan

فن بدون صدا

noiseless room

اتاق بدون صدا

noiseless technology

فناوری بدون صدا

noiseless music

موسیقی بدون صدا

noiseless system

سیستم بدون صدا

noiseless device

دستگاه بدون صدا

noiseless process

فرآیند بدون صدا

جملات نمونه

the library was noiseless, perfect for studying.

کتابخانه بی‌صدا بود، برای مطالعه عالی بود.

she preferred a noiseless environment while working.

او در هنگام کار، محیطی بی‌صدا را ترجیح می‌داد.

the noiseless fan kept the room cool.

پنکه بی‌صدا اتاق را خنک نگه می‌داشت.

he moved through the noiseless forest.

او از میان جنگل بی‌صدا عبور کرد.

they enjoyed a noiseless evening by the lake.

آنها از یک عصر بی‌صدا کنار دریاچه لذت بردند.

the noiseless car glided down the street.

ماشین بی‌صدا در خیابان به آرامی حرکت کرد.

in a noiseless room, thoughts flow freely.

در یک اتاق بی‌صدا، افکار آزادانه جریان دارند.

the noiseless night was filled with stars.

شب بی‌صدا با ستاره‌ها پر شده بود.

she enjoyed the noiseless beauty of the snowfall.

او از زیبایی بی‌صدای بارش برف لذت برد.

the noiseless waves lapped gently at the shore.

امواج بی‌صدا به آرامی به ساحل می‌خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید