non-motherly

[ایالات متحده]/[ˈnɒn ˈmʌðərli]/
[بریتانیا]/[ˈnɒn ˈmʌðərli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمایش ویژگی‌ها یا رفتارهایی که معمولاً با مادریت مرتبط است، ندارد؛ ویژگی‌های مادری را ندارد؛ غیرمتعارف برای یک مادر؛ سرد یا دور از دست مادرانه.

عبارات و ترکیب‌ها

non-motherly behavior

رفتار غیرمادرانه

a non-motherly touch

لمسی غیرمادرانه

non-motherly attitude

وضعیت غیرمادرانه

acting non-motherly

رفتار غیرمادرانه

non-motherly warmth

گرمایی غیرمادرانه

surprisingly non-motherly

بهره‌ای غیرمادرانه

her non-motherly stance

وضعیت غیرمادرانه او

felt non-motherly

احساس غیرمادرانه

utterly non-motherly

کاملاً غیرمادرانه

seemed non-motherly

به نظر می‌رسید غیرمادرانه

جملات نمونه

the teacher's approach was surprisingly non-motherly, focusing on facts and figures.

رویکرد معلم به طور شگفت‌آوری غیرمادرانه بود و بر روی اعداد و ارقام متمرکز شده بود.

her non-motherly demeanor at the adoption agency was professional and efficient.

رفتار غیرمادرانه او در آژانس ایتالیا حرفه‌ای و کارآمد بود.

we appreciated the non-motherly advice from the career counselor; it was blunt but helpful.

ما نصیحت غیرمادرانه از مشاور شغلی را ارزشمند دانستیم؛ چه راستگو بود اما مفید.

the ceo's non-motherly leadership style prioritized results over employee comfort.

سبک رهبری غیرمادرانه مدیرعامل اولویت دادن به نتایج را در مقایسه با راحتی کارکنان داشت.

the therapist suggested a non-motherly response to the difficult client's demands.

درمانگر پیشنهادی را برای پاسخ دادن به درخواست‌های مشتری دشوار به صورت غیرمادرانه داد.

it was a non-motherly decision to close the failing department, but necessary for the company.

بستن بخش ناکام به عنوان یک تصمیم غیرمادرانه بود، اما برای شرکت ضروری بود.

the judge’s non-motherly ruling was fair, despite being unpopular with the public.

رای غیرمادرانه قاضی عادلانه بود، هر چند در میان عموم نفرت‌انگیز بود.

she cultivated a non-motherly image to be taken seriously in the male-dominated field.

او تصویری غیرمادرانه را پرورش داد تا در زمینه‌ای که مردان حاکم هستند، جدی گرفته شود.

the non-motherly approach to conflict resolution involved direct communication and clear boundaries.

رویکرد غیرمادرانه در حل تعارض شامل ارتباط مستقیم و مرزهای واضح بود.

his non-motherly attitude towards his children surprised his own mother.

وضعیت غیرمادرانه او نسبت به فرزندانش مادرش را شگفت‌زده کرد.

the non-motherly feedback from the manager was constructive, even if a bit harsh.

بازخورد غیرمادرانه از مدیر سازنده بود، هر چند کمی سختگیرانه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید