non-phallic

[ایالات متحده]/[nɒnˈfælɪk]/
[بریتانیا]/[nɒnˈfælɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون شکل یا ویژگی‌های یک فالوس؛ نشان‌دهنده‌ی اعضای تناسلی نبودن؛ دارای نماد فالوسی نبودن.

عبارات و ترکیب‌ها

non-phallic symbol

نماد غیر فلکی

being non-phallic

بودن غیر فلکی

non-phallic design

طراحی غیر فلکی

appear non-phallic

به نظر غیر فلکی رسیدن

intentionally non-phallic

به عمد غیر فلکی

non-phallic form

شکل غیر فلکی

describe as non-phallic

توصیف کردن به عنوان غیر فلکی

ensure non-phallic

ضمن کردن غیر فلکی

creating non-phallic

ایجاد غیر فلکی

purely non-phallic

کاملاً غیر فلکی

جملات نمونه

the artist insisted on creating non-phallic sculptures for the public park.

هنرمند برای ساخته شدن آثار هنری غیر فلیدی در پارک عمومی تأکید کرد.

we needed non-phallic imagery for the children's book to avoid any misunderstandings.

ما نیاز به تصاویر غیر فلیدی برای کتاب کودکان داشتیم تا از هرگونه اشتباهی جلوگیری شود.

the design brief specifically requested non-phallic forms for the product packaging.

خلاصه طراحی به طور خاص از فرم‌های غیر فلیدی برای بسته بندی محصول خواست.

the museum curator carefully selected non-phallic artifacts for the exhibit.

مُدیر موزه با دقت آثار غیر فلیدی را برای نمایشگاه انتخاب کرد.

the advertising campaign avoided using any potentially phallic symbols or shapes.

کمپین تبلیغاتی از استفاده از هرگونه نماد یا شکلی که ممکن است فلیدی باشد، خودداری کرد.

the sculptor aimed for abstract, non-phallic forms to convey a sense of peace.

سازنده آثار مجسم به دنبال ایجاد اشکال مفهومی و غیر فلیدی برای انتقال احساس صلح بود.

the company's logo was redesigned to be more neutral and non-phallic.

شعار شرکت باز طراحی شد تا خنثی‌تر و غیر فلیدی‌تر شود.

the film's visual style deliberately avoided any suggestive or non-phallic imagery.

سبک بصری فیلم به عمد از هرگونه تصویر پیشنهادی یا غیر فلیدی خودداری کرد.

the toy manufacturer ensured all their products were safe and non-phallic.

تولید کننده بازی‌های کودکانه مطمئن شد که تمامی محصولاتش ایمن و غیر فلیدی هستند.

the artist's work often explores abstract shapes, rarely resorting to non-phallic representations.

کار هنرمند اغلب به اشکال مفهومی می پردازد و به ندرت به نمایش‌های غیر فلیدی رو می‌برد.

the architectural design incorporated flowing lines and non-phallic elements.

طراحی معماری خطوط جاری و عناصر غیر فلیدی را در خود جای داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید