non-producible

[ایالات متحده]/[nɒn prəˈdjuːsəbl]/
[بریتانیا]/[nɒn prohˈduːsəbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناکارآمد؛ ناممکن برای تولید یا ایجاد شدن؛ ناتوان در ارائه یا نمایش به عنوان شواهد.

عبارات و ترکیب‌ها

non-producible results

نتایج غیرقابل تولید

non-producible evidence

دلایل غیرقابل تولید

being non-producible

بودن غیرقابل تولید

non-producible data

داده‌های غیرقابل تولید

found non-producible

یافته‌شده غیرقابل تولید

was non-producible

بود غیرقابل تولید

non-producible state

وضعیت غیرقابل تولید

highly non-producible

بسیار غیرقابل تولید

remain non-producible

باقی ماندن غیرقابل تولید

initially non-producible

در ابتدا غیرقابل تولید

جملات نمونه

the data proved the results were non-producible, casting doubt on the study's validity.

داده‌ها نشان دادند که نتایج غیرقابل تولید هستند و صحت مطالعه را به چالش می‌کشد.

due to equipment failure, the desired outcome remained non-producible in the lab setting.

به دلیل خرابی تجهیزات، نتیجه مطلوب در محیط آزمایشگاهی غیرقابل تولید باقی ماند.

the complex algorithm yielded a result that was essentially non-producible by other means.

الگوریتم پیچیده یک نتیجه را تولید کرد که در واقع با روش‌های دیگر غیرقابل تولید است.

their initial findings were initially promising but ultimately non-producible under scrutiny.

یافته‌های اولیه آن‌ها در ابتدا وعده‌آور بودند اما در نهایت تحت بررسی غیرقابل تولید شدند.

the experimental conditions were so unique that the effect was practically non-producible.

شرایط آزمایشی به‌طوری که تأثیر به‌طور عملی غیرقابل تولید بود.

the team struggled to replicate the initial success, finding the results consistently non-producible.

تیم در تکرار موفقیت اولیه دچار مشکل شد و نتایج را به‌طور مداوم غیرقابل تولید یافت.

the phenomenon observed was deemed non-producible due to the rarity of the circumstances.

پدیده‌ای که مشاهده شد به دلیل ندرت شرایط، غیرقابل تولید ارزیابی شد.

the statistical anomaly was non-producible, suggesting a potential error in the data collection.

عدم نرمالیت آماری غیرقابل تولید بود، که احتمال خطا در جمع‌آوری داده‌ها را نشان می‌داد.

the company's claims were challenged because the product's performance was demonstrably non-producible.

دستاوردهای شرکت به دلیل اینکه عملکرد محصول به‌طور قابل اثبات غیرقابل تولید بود، مورد تردید قرار گرفت.

the research paper highlighted the challenge of achieving non-producible outcomes in complex systems.

مقاله تحقیقی چالش دستیابی به نتایج غیرقابل تولید در سیستم‌های پیچیده را برجسته کرد.

the model's predictions were considered non-producible given the limited training data available.

پیش‌بینی‌های مدل با توجه به محدود بودن داده‌های آموزشی، غیرقابل تولید در نظر گرفته شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید