non-visually impaired
بدون محدودیت بینایی
non-visually inspecting
بررسی بدون بینایی
non-visually guided
هداїت بدون بینایی
non-visually accessible
دسترسی بدون بینایی
non-visually perceiving
دریافت بدون بینایی
non-visually presented
ارائه بدون بینایی
non-visually confirmed
تایید بدون بینایی
non-visually detected
تشخیص بدون بینایی
non-visually scanning
اسکن کردن بدون بینایی
non-visually exploring
کاوش بدون بینایی
we assessed the damage non-visually using thermal imaging.
ما آسیب را بدون استفاده از دید خارجی با استفاده از تصویربرداری حرارتی ارزیابی کردیم.
the system provides non-visual feedback for users with visual impairments.
این سیستم بازخورد غیربینایی را برای کاربران با محدودیت دید فراهم می کند.
the auditor conducted a non-visual inspection of the equipment.
auditor آزمایش غیربینایی بر روی تجهیزات انجام داد.
the software offers non-visual cues to guide navigation.
نرم افزار اشارات غیربینایی را برای هدایت ناوبری ارائه می دهد.
the artist explored non-visual textures in their sculpture.
هنرمند بافت های غیربینایی در اثر خود را بررسی کرد.
the study investigated non-visual methods of communication.
این مطالعه روی روش های غیربینایی ارتباط را بررسی کرد.
the security system detected movement non-visually.
سیستم امنیتی حرکت را بدون دید خارجی تشخیص داد.
the engineer designed a non-visual monitoring system.
مهندس یک سیستم نظارت غیربینایی طراحی کرد.
the museum offered a non-visual tour for visitors.
موزه یک گردش غیربینایی برای بازدید کنندگان ارائه داد.
the application uses non-visual alerts to notify the user.
این اپلیکیشن از هشدارهای غیربینایی برای اطلاع رسانی به کاربر استفاده می کند.
the research focused on non-visual data analysis techniques.
تحقیق روی تکنیک های تحلیل داده های غیربینایی متمرکز بود.
non-visually impaired
بدون محدودیت بینایی
non-visually inspecting
بررسی بدون بینایی
non-visually guided
هداїت بدون بینایی
non-visually accessible
دسترسی بدون بینایی
non-visually perceiving
دریافت بدون بینایی
non-visually presented
ارائه بدون بینایی
non-visually confirmed
تایید بدون بینایی
non-visually detected
تشخیص بدون بینایی
non-visually scanning
اسکن کردن بدون بینایی
non-visually exploring
کاوش بدون بینایی
we assessed the damage non-visually using thermal imaging.
ما آسیب را بدون استفاده از دید خارجی با استفاده از تصویربرداری حرارتی ارزیابی کردیم.
the system provides non-visual feedback for users with visual impairments.
این سیستم بازخورد غیربینایی را برای کاربران با محدودیت دید فراهم می کند.
the auditor conducted a non-visual inspection of the equipment.
auditor آزمایش غیربینایی بر روی تجهیزات انجام داد.
the software offers non-visual cues to guide navigation.
نرم افزار اشارات غیربینایی را برای هدایت ناوبری ارائه می دهد.
the artist explored non-visual textures in their sculpture.
هنرمند بافت های غیربینایی در اثر خود را بررسی کرد.
the study investigated non-visual methods of communication.
این مطالعه روی روش های غیربینایی ارتباط را بررسی کرد.
the security system detected movement non-visually.
سیستم امنیتی حرکت را بدون دید خارجی تشخیص داد.
the engineer designed a non-visual monitoring system.
مهندس یک سیستم نظارت غیربینایی طراحی کرد.
the museum offered a non-visual tour for visitors.
موزه یک گردش غیربینایی برای بازدید کنندگان ارائه داد.
the application uses non-visual alerts to notify the user.
این اپلیکیشن از هشدارهای غیربینایی برای اطلاع رسانی به کاربر استفاده می کند.
the research focused on non-visual data analysis techniques.
تحقیق روی تکنیک های تحلیل داده های غیربینایی متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید