act noncooperatively
بیهمکارانه عمل کن
behave noncooperatively
بیهمکارانه رفتار کن
respond noncooperatively
بیهمکارانه پاسخ ده
work noncooperatively
بیهمکارانه کار کن
proceed noncooperatively
بیهمکارانه ادامه ده
acted noncooperatively
بیهمکارانه عمل کرد
behaved noncooperatively
بیهمکارانه رفتار کرد
responded noncooperatively
بیهمکارانه پاسخ داد
acting noncooperatively
بیهمکارانه عمل کردن
working noncooperatively
بیهمکارانه کار کردن
the tenants acted noncooperatively during the rent negotiation, refusing to share basic documents.
اجارهگذاران در مذاکرات اجاره بهطور غیر همکارانه رفتار کردند و از ارائه اسناد پایهای پرهیز کردند.
the union voted noncooperatively on the proposal and declined to meet with management this week.
اتحادیه بهطور غیر همکارانه به پیشنهاد رای داد و این هفته از دیدار با مدیریت پشیمان شد.
he responded noncooperatively to the mediator, interrupting and dismissing every suggestion.
او بهطور غیر همکارانه به میانجی پاسخ داد و تمام پیشنهادات را متوقف و رد کرد.
the witness behaved noncooperatively under questioning, offering only vague answers.
گواه در پاسخ به سوالات بهطور غیر همکارانه رفتار کرد و فقط پاسخهای ابهامزایی ارائه کرد.
the supplier negotiated noncooperatively, raising prices while ignoring delivery timelines.
تامینکننده بهطور غیر همکارانه مذاکره کرد و در حالیکه زمانبندی تحویل را نادیده گرفت، قیمتها را افزایش داد.
during the joint venture talks, the partner acted noncooperatively and withheld key data.
در مذاکرات همکاری مشترک، شریک بهطور غیر همکارانه رفتار کرد و دادههای کلیدی را پنهان کرد.
the defendant pleaded noncooperatively, refusing to acknowledge the court s questions.
مجرم بهطور غیر همکارانه دفاع کرد و از پاسخگویی به سوالات دادگاه پرهیز کرد.
the committee worked noncooperatively, blocking consensus on even minor policy changes.
کمیته بهطور غیر همکارانه کار کرد و حتی در مورد تغییرات کوچک در سیاستها هم اجماع را مسدود کرد.
the agency handled the complaint noncooperatively, delaying responses and closing tickets early.
این سازمان شکایت را بهطور غیر همکارانه مدیریت کرد و پاسخها را به تاخیر انداخت و بلیتها را زود بست.
the two departments communicated noncooperatively, copying everyone but sharing nothing useful.
دو بخش بهطور غیر همکارانه با یکدیگر ارتباط برقرار کردند و همه را در کپی قرار دادند اما چیزی مفیدی به اشتراک نگذاشتند.
she participated noncooperatively in the group project, skipping meetings and rejecting tasks.
او در پروژه گروهی بهطور غیر همکارانه شرکت کرد، جلسات را نادیده گرفت و وظایف را رد کرد.
the rival bidders behaved noncooperatively, spreading rumors to derail the auction process.
پیشنهاددهندگان رقیب بهطور غیر همکارانه رفتار کردند و اخبار گستردهای را منتشر کردند تا فرآیند مزایده را مختل کنند.
act noncooperatively
بیهمکارانه عمل کن
behave noncooperatively
بیهمکارانه رفتار کن
respond noncooperatively
بیهمکارانه پاسخ ده
work noncooperatively
بیهمکارانه کار کن
proceed noncooperatively
بیهمکارانه ادامه ده
acted noncooperatively
بیهمکارانه عمل کرد
behaved noncooperatively
بیهمکارانه رفتار کرد
responded noncooperatively
بیهمکارانه پاسخ داد
acting noncooperatively
بیهمکارانه عمل کردن
working noncooperatively
بیهمکارانه کار کردن
the tenants acted noncooperatively during the rent negotiation, refusing to share basic documents.
اجارهگذاران در مذاکرات اجاره بهطور غیر همکارانه رفتار کردند و از ارائه اسناد پایهای پرهیز کردند.
the union voted noncooperatively on the proposal and declined to meet with management this week.
اتحادیه بهطور غیر همکارانه به پیشنهاد رای داد و این هفته از دیدار با مدیریت پشیمان شد.
he responded noncooperatively to the mediator, interrupting and dismissing every suggestion.
او بهطور غیر همکارانه به میانجی پاسخ داد و تمام پیشنهادات را متوقف و رد کرد.
the witness behaved noncooperatively under questioning, offering only vague answers.
گواه در پاسخ به سوالات بهطور غیر همکارانه رفتار کرد و فقط پاسخهای ابهامزایی ارائه کرد.
the supplier negotiated noncooperatively, raising prices while ignoring delivery timelines.
تامینکننده بهطور غیر همکارانه مذاکره کرد و در حالیکه زمانبندی تحویل را نادیده گرفت، قیمتها را افزایش داد.
during the joint venture talks, the partner acted noncooperatively and withheld key data.
در مذاکرات همکاری مشترک، شریک بهطور غیر همکارانه رفتار کرد و دادههای کلیدی را پنهان کرد.
the defendant pleaded noncooperatively, refusing to acknowledge the court s questions.
مجرم بهطور غیر همکارانه دفاع کرد و از پاسخگویی به سوالات دادگاه پرهیز کرد.
the committee worked noncooperatively, blocking consensus on even minor policy changes.
کمیته بهطور غیر همکارانه کار کرد و حتی در مورد تغییرات کوچک در سیاستها هم اجماع را مسدود کرد.
the agency handled the complaint noncooperatively, delaying responses and closing tickets early.
این سازمان شکایت را بهطور غیر همکارانه مدیریت کرد و پاسخها را به تاخیر انداخت و بلیتها را زود بست.
the two departments communicated noncooperatively, copying everyone but sharing nothing useful.
دو بخش بهطور غیر همکارانه با یکدیگر ارتباط برقرار کردند و همه را در کپی قرار دادند اما چیزی مفیدی به اشتراک نگذاشتند.
she participated noncooperatively in the group project, skipping meetings and rejecting tasks.
او در پروژه گروهی بهطور غیر همکارانه شرکت کرد، جلسات را نادیده گرفت و وظایف را رد کرد.
the rival bidders behaved noncooperatively, spreading rumors to derail the auction process.
پیشنهاددهندگان رقیب بهطور غیر همکارانه رفتار کردند و اخبار گستردهای را منتشر کردند تا فرآیند مزایده را مختل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید