nonfamily

[ایالات متحده]/nɒnˈfæmɪli/
[بریتانیا]/nɑːnˈfæmɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نسبت خانوادگی یا رابطه خونی نداشته باشد؛ به یک واحد خانوادگی تعلق نداشته باشد
n. یک خانواده یا سیستم زندگی که بر اساس روابط خانوادگی سنتی پایه‌ریزی نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

nonfamily members

اعضای خانواده نامربوط

nonfamily households

خانوارهای خارج از خانواده

nonfamily caregivers

پرستاران خارج از خانواده

nonfamily care

مراقبت‌های خارج از خانواده

nonfamily childcare

مراقبت از کودک خارج از خانواده

nonfamily relationships

روابط خارج از خانواده

nonfamily settings

محیط‌های خارج از خانواده

nonfamily contexts

پس‌زمینه‌های خارج از خانواده

nonfamily attachments

پیوست‌های خارج از خانواده

nonfamily support

حمایت‌های خارج از خانواده

جملات نمونه

nonfamily caregivers often face unique challenges in their responsibilities.

پرستاران غیرخانوادگی اغلب در پاسخگویی به مسئولیت‌های خود با چالش‌های منحصر به فرد مواجه می‌شوند.

the study focused on nonfamily household arrangements in urban areas.

این مطالعه روی ساختارهای خانوار غیرخانوادگی در مناطق شهری متمرکز بود.

many nonfamily members participate in caregiving for elderly relatives.

بسیاری از اعضای غیرخانوادگی در پرستاری از نزدیکان سالمند شرکت می‌کنند.

nonfamily adoptions have increased significantly over the past decade.

پذیرش‌های غیرخانوادگی در دهه گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

the survey examined nonfamily income sources in developing economies.

این پرسش‌نامه منابع درآمدی غیرخانوادگی در اقتصادهای در حال توسعه را بررسی کرد.

nonfamily relationships can provide important social support networks.

روابط غیرخانوادگی می‌توانند شبکه‌های حمایت اجتماعی مهمی فراهم کنند.

research shows nonfamily childcare arrangements vary by culture.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سیستم‌های پرستاری کودکان غیرخانوادگی با فرهنگ متفاوت است.

nonfamily household members often share living expenses.

اعضای خانوار غیرخانوادگی اغلب هزینه‌های زندگی خود را با هم به اشتراک می‌گذارند.

the organization provides resources for nonfamily foster parents.

این سازمان منابعی را برای والدین پذیرای غیرخانوادگی فراهم می‌کند.

nonfamily social connections contribute to community well-being.

ارتباطات اجتماعی غیرخانوادگی به بهبود کیفیت زندگی جامعه کمک می‌کنند.

legal protections for nonfamily caregivers differ across states.

حقوق قانونی برای پرستاران غیرخانوادگی در سراسر ایالت‌ها متفاوت است.

nonfamily inheritance cases require careful legal documentation.

موارد وارثی غیرخانوادگی نیاز به مستندسازی دقیق قانونی دارند.

the program supports nonfamily members caring for disabled individuals.

این برنامه اعضای غیرخانوادگی را که به افراد ناتوان پرستاری می‌کنند حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید