roommates

[ایالات متحده]/ˈruːmmeɪts/
[بریتانیا]/ˈruːmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک اتاق یا آپارتمان زندگی می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

roommates agreement

توافق هم‌اتاق‌ها

roommates conflict

درگیری هم‌اتاق‌ها

roommates situation

وضعیت هم‌اتاق‌ها

roommates chores

وظایف هم‌اتاق‌ها

roommates communication

ارتباطات هم‌اتاق‌ها

roommates issues

مشکلات هم‌اتاق‌ها

roommates lifestyle

سبک زندگی هم‌اتاق‌ها

roommates dynamics

پویایی هم‌اتاق‌ها

roommates responsibilities

مسئولیت‌های هم‌اتاق‌ها

جملات نمونه

i get along well with my roommates.

من با هم‌اتاقی‌هایم رابطه خوبی دارم.

my roommates and i share the rent equally.

هم‌اتاقی‌هایم و من اجاره را به طور مساوی تقسیم می‌کنیم.

we often have movie nights with my roommates.

ما اغلب شب‌های تماشای فیلم با هم‌اتاقی‌هایم داریم.

my roommates help me study for exams.

هم‌اتاقی‌هایم به من کمک می‌کنند برای امتحان‌ها مطالعه کنم.

living with roommates can be challenging.

زندگی با هم‌اتاقی‌ها می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

we have a group chat for all the roommates.

ما یک گروه چت برای همه هم‌اتاقی‌ها داریم.

my roommates and i cook dinner together.

هم‌اتاقی‌هایم و من شام را با هم درست می‌کنیم.

sometimes, my roommates borrow my things.

گاهی اوقات، هم‌اتاقی‌هایم وسایل من را قرض می‌گیرند.

we have different schedules, but we manage as roommates.

ما برنامه‌های مختلفی داریم، اما به عنوان هم‌اتاقی کنار می‌آییم.

it’s important to communicate with your roommates.

ارتباط با هم‌اتاقی‌هایتان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید