nonfoods

[ایالات متحده]/nɒnfuːdz/
[بریتانیا]/nɑnfuːdz/

ترجمه

adj. غیر مرتبط با غذا

عبارات و ترکیب‌ها

nonfoods items

اقلام غیر غذایی

nonfoods category

دسته‌بندی غیر غذایی

nonfoods sales

فروش غیر غذایی

nonfoods products

محصولات غیر غذایی

nonfoods market

بازار غیر غذایی

nonfoods section

بخش غیر غذایی

nonfoods suppliers

تامین‌کنندگان غیر غذایی

nonfoods inventory

موجودی غیر غذایی

nonfoods trends

روندهای غیر غذایی

nonfoods salespeople

بازاریاب غیر غذایی

جملات نمونه

many grocery stores sell both foods and nonfoods.

بسیاری از فروشگاه‌های مواد غذایی هم غذا و هم کالاهای غیر غذایی می‌فروشند.

nonfoods include items like cleaning supplies and personal care products.

کالاهای غیر غذایی شامل اقلامی مانند لوازم نظافتی و محصولات مراقبت شخصی هستند.

when shopping, i often prioritize nonfoods over groceries.

هنگام خرید، من اغلب کالاهای غیر غذایی را نسبت به مواد غذایی اولویت می‌دهم.

nonfoods can be found in the same aisle as snacks.

کالاهای غیر غذایی را می‌توان در همان قفسه‌ای که تنقلات قرار دارند پیدا کرد.

it’s important to manage your budget for both foods and nonfoods.

مدیریت بودجه خود برای هم مواد غذایی و هم کالاهای غیر غذایی مهم است.

some stores have a special section for nonfoods.

برخی از فروشگاه‌ها بخش ویژه‌ای برای کالاهای غیر غذایی دارند.

nonfoods often include seasonal items for holidays.

کالاهای غیر غذایی اغلب شامل اقلام فصلی برای تعطیلات می‌شوند.

my shopping list includes both foods and nonfoods for the week.

لیست خرید من شامل هم مواد غذایی و هم کالاهای غیر غذایی برای هفته است.

retailers often promote nonfoods during sales events.

خرده‌فروشان اغلب کالاهای غیر غذایی را در طول رویدادهای فروش تبلیغ می‌کنند.

nonfoods are essential for a well-rounded shopping experience.

کالاهای غیر غذایی برای یک تجربه خرید کامل ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید