edibles

[ایالات متحده]/[ˈedɪblz]/
[بریتانیا]/[ˈedɪblz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که قابل خوردن هستند؛ غذا؛ (رسمی نیست) محصولات غذایی حاوی کانابیس.

عبارات و ترکیب‌ها

edible delights

لذت‌های خوردنی

edibles market

بازار خوردنی‌ها

edible flowers

گل‌های خوردنی

edibles display

نمایش خوردنی‌ها

edible oil

نفت خوردنی

edibles store

مغازه خوردنی‌ها

edible mushrooms

کشمش‌های خوردنی

edibles packaging

بسته‌بندی خوردنی‌ها

edible icing

آیسینگ خوردنی

edibles selection

انتخاب خوردنی‌ها

جملات نمونه

we bought a variety of edibles at the farmers market.

ما چندگونه غذای قابل خوردن را از بازار کشاورزی خریدیم.

the bakery specializes in delicious, handcrafted edibles.

بیکری در تولید غذای قابل خوردن لذیذ و دست ساز متخصص است.

children love colorful and sugary edibles at halloween.

کودکان به غذای قابل خوردن رنگی و شیرین در هالووین علاقه دارند.

the candy shop offered a wide selection of edibles.

فروشگاه شکلات چهارچوب گسترده‌ای از غذای قابل خوردن ارائه می‌دهد.

he packed a bag full of tasty edibles for the picnic.

او یک کیف پر از غذای قابل خوردن لذیذ برای ناهار گردشی پک کرد.

the grocery store had a large aisle dedicated to edibles.

فروشگاه لوازم خانه یک گالری گسترده‌ای را به غذای قابل خوردن اختصاص داد.

she carefully selected organic edibles for her family.

او با دقت غذای قابل خوردن سالم را برای خانواده‌اش انتخاب کرد.

the party featured a tempting array of savory edibles.

聚会展示了各种诱人的咸味食物。

they enjoyed sampling the unique edibles at the festival.

آنها لذت برده‌اند از نمونه‌گیری غذای قابل خوردن منحصر به فرد در جشن.

the chef used fresh, local edibles in his recipes.

شکیف در طبخ خود از غذای قابل خوردن تازه و محلی استفاده کرد.

the children eagerly reached for the colorful edibles.

کودکان با شوقی زیاد به سمت غذای قابل خوردن رنگی دست زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید