nonhostile

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈhɒstaɪl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈhɑːstaɪl/

ترجمه

adj. بی‌ خصومت؛ دوستانه یا بدون قصد آسیب؛ غیر انعطاف‌پذیر؛ سخت (n, v, adj, adv)

عبارات و ترکیب‌ها

nonhostile intent

قصد غیرتهاجمی

nonhostile approach

رویکرد غیرتهاجمی

nonhostile contact

تماس غیرتهاجمی

nonhostile response

پاسخ غیرتهاجمی

nonhostile language

زبان غیرتهاجمی

nonhostile behavior

رفتار غیرتهاجمی

remain nonhostile

غیرتهاجمی بمانید

stay nonhostile

غیرتهاجمی بمان

nonhostile relations

روابط غیرتهاجمی

nonhostile stance

موضع غیرتهاجمی

جملات نمونه

the talks continued in a nonhostile atmosphere.

گفت‌وگوها در فضایی غیر خصمانه ادامه یافت.

they exchanged nonhostile greetings at the door.

آنها در راهرو احوالپرسی‌های غیر خصمانه‌ای انجام دادند.

his nonhostile tone helped calm the room.

لحن غیر خصمانه او به آرام کردن فضا کمک کرد.

the officer maintained a nonhostile stance throughout the interview.

مأمور در طول مصاحبه، موضعی غیر خصمانه حفظ کرد.

we interpreted her silence as nonhostile.

ما سکوت او را به عنوان غیر خصمانه تفسیر کردیم.

the committee took a nonhostile approach to the dispute.

کمیته رویکردی غیر خصمانه نسبت به اختلاف اتخاذ کرد.

the crowd remained nonhostile despite the delay.

با وجود تاخیر، جمعیت غیر خصمانه باقی ماند.

he gave a nonhostile response to the criticism.

او در پاسخ به انتقاد، پاسخی غیر خصمانه داد.

the two sides reached a nonhostile agreement.

دو طرف به توافق غیر خصمانه‌ای رسیدند.

she tried to keep the conversation nonhostile.

او سعی کرد مکالمه را غیر خصمانه حفظ کند.

the meeting ended on a nonhostile note.

جلسه با لحنی غیر خصمانه به پایان رسید.

they signaled nonhostile intent before entering the camp.

آنها قبل از ورود به اردوگاه، قصد غیر خصمانه خود را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید