nonmagical

[ایالات متحده]/nɒnˈmædʒɪkəl/
[بریتانیا]/nɑːnˈmædʒɪkəl/

ترجمه

adj. غیرجادویی؛ فاقد یا بدون جادو یا قدرت‌های فراطبیعی؛ غیرمعمول؛ مطابق با استاندارد یا نوع مورد انتظار نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

nonmagical world

جهان غیرجادویی

nonmagical people

افراد غیرجادویی

nonmagical life

زندگی غیرجادویی

nonmagical community

جامعه غیرجادویی

nonmagical society

جامعه غیرجادویی

nonmagical abilities

توانایی‌های غیرجادویی

nonmagical methods

روش‌های غیرجادویی

nonmagical means

روش‌های غیرجادویی

nonmagical alternatives

گزینه‌های غیرجادویی

nonmagical solutions

راه‌حل‌های غیرجادویی

جملات نمونه

the nonmagical community lived peacefully alongside the wizarding world.

جامعه غیرجادویی به صلح در کنار جهان جادویی زندگی می‌کرد.

nonmagical methods proved surprisingly effective for solving everyday problems.

روش‌های غیرجادویی به طور شگفت‌آوری در حل مسائل روزمره مؤثر بود.

she came from a nonmagical family but discovered she had magical abilities.

او از یک خانواده غیرجادویی آمده بود اما کشف کرد که دارای توانایی‌های جادویی است.

the museum featured artifacts from both magical and nonmagical civilizations.

موزه اثراتی از هر دو تمدن جادویی و غیرجادویی را نمایش می‌داد.

nonmagical education focuses on science and practical skills.

آموزش غیرجادویی روی علم و مهارت‌های عملی متمرکز است.

he preferred nonmagical solutions to everyday challenges.

او راه‌حل‌های غیرجادویی را برای چالش‌های روزمره ترجیح می‌داد.

the nonmagical government maintained strict separation from magical affairs.

دولت غیرجادویی از امور جادویی جداگانه نگه داشته می‌شد.

nonmagical technology has advanced rapidly in recent decades.

فناوری‌های غیرجادویی در دهه‌های اخیر به سرعت پیشرفت کرده‌اند.

many nonmagical people remain unaware of the hidden magical world.

بسیاری از افراد غیرجادویی از جهان جادویی پنهان آگاهی ندارند.

the treaty guaranteed equal rights for both magical and nonmagical citizens.

این معاهده حقوق مساوی را برای شهروندان جادویی و غیرجادویی تضمین می‌کرد.

nonmagical healing practices have been used for centuries.

روش‌های درمانی غیرجادویی در طول قرن‌ها استفاده شده‌اند.

she wrote a book about growing up nonmagical in a magical society.

او یک کتاب درباره رشد در جامعه جادویی به عنوان یک فرد غیرجادویی نوشت.

nonmagical sports require physical training rather than enchantments.

ورزش‌های غیرجادویی نیاز به تمرینات فیزیکی نه نگاه‌های جادویی دارند.

the government employed nonmagical investigators to handle the case.

دولت افرادی غیرجادویی را برای رسیدگی به این پرونده استخدام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید