nonmedical support
حمایت غیر پزشکی
nonmedical services
خدمات غیر پزشکی
nonmedical personnel
پرسنل غیر پزشکی
nonmedical expenses
هزینه های غیر پزشکی
nonmedical interventions
مداخلات غیر پزشکی
nonmedical care
مراقبت های غیر پزشکی
nonmedical factors
عوامل غیر پزشکی
nonmedical advice
مشاوره غیر پزشکی
nonmedical activities
فعالیت های غیر پزشکی
nonmedical treatment
درمان غیر پزشکی
nonmedical interventions can greatly benefit patients.
مداخله غیرپزشکی میتواند به طور قابل توجهی به نفع بیماران باشد.
she works in a nonmedical field focused on wellness.
او در یک حوزه غیرپزشکی متمرکز بر سلامتی کار میکند.
nonmedical support is essential for mental health.
حمایت غیرپزشکی برای سلامت روان ضروری است.
they provide nonmedical resources for families in need.
آنها منابع غیرپزشکی را برای خانوادههای نیازمند فراهم میکنند.
nonmedical approaches can enhance recovery processes.
رویکردهای غیرپزشکی میتوانند فرآیندهای بهبودی را افزایش دهند.
many nonmedical professionals are involved in patient care.
بسیاری از متخصصان غیرپزشکی در مراقبت از بیمار نقش دارند.
nonmedical advice is often sought for lifestyle changes.
مشاوره غیرپزشکی اغلب برای ایجاد تغییرات در سبک زندگی مورد جستجو قرار میگیرد.
they focus on nonmedical strategies to improve health.
آنها بر روی استراتژیهای غیرپزشکی برای بهبود سلامتی تمرکز میکنند.
nonmedical factors can influence health outcomes significantly.
عوامل غیرپزشکی میتوانند به طور قابل توجهی بر نتایج سلامتی تأثیر بگذارند.
she specializes in nonmedical therapies for stress relief.
او در زمینه درمانهای غیرپزشکی برای رفع استرس تخصص دارد.
nonmedical support
حمایت غیر پزشکی
nonmedical services
خدمات غیر پزشکی
nonmedical personnel
پرسنل غیر پزشکی
nonmedical expenses
هزینه های غیر پزشکی
nonmedical interventions
مداخلات غیر پزشکی
nonmedical care
مراقبت های غیر پزشکی
nonmedical factors
عوامل غیر پزشکی
nonmedical advice
مشاوره غیر پزشکی
nonmedical activities
فعالیت های غیر پزشکی
nonmedical treatment
درمان غیر پزشکی
nonmedical interventions can greatly benefit patients.
مداخله غیرپزشکی میتواند به طور قابل توجهی به نفع بیماران باشد.
she works in a nonmedical field focused on wellness.
او در یک حوزه غیرپزشکی متمرکز بر سلامتی کار میکند.
nonmedical support is essential for mental health.
حمایت غیرپزشکی برای سلامت روان ضروری است.
they provide nonmedical resources for families in need.
آنها منابع غیرپزشکی را برای خانوادههای نیازمند فراهم میکنند.
nonmedical approaches can enhance recovery processes.
رویکردهای غیرپزشکی میتوانند فرآیندهای بهبودی را افزایش دهند.
many nonmedical professionals are involved in patient care.
بسیاری از متخصصان غیرپزشکی در مراقبت از بیمار نقش دارند.
nonmedical advice is often sought for lifestyle changes.
مشاوره غیرپزشکی اغلب برای ایجاد تغییرات در سبک زندگی مورد جستجو قرار میگیرد.
they focus on nonmedical strategies to improve health.
آنها بر روی استراتژیهای غیرپزشکی برای بهبود سلامتی تمرکز میکنند.
nonmedical factors can influence health outcomes significantly.
عوامل غیرپزشکی میتوانند به طور قابل توجهی بر نتایج سلامتی تأثیر بگذارند.
she specializes in nonmedical therapies for stress relief.
او در زمینه درمانهای غیرپزشکی برای رفع استرس تخصص دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید