nonpharmacologic

[ایالات متحده]/ˌnɒnˌfɑːməˈkɒlədʒɪk/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˌfɑːrməˈkɑːlədʒɪk/

ترجمه

adj. غیردارویی؛ مربوط به درمان بدون دارو

عبارات و ترکیب‌ها

nonpharmacologic therapy

درمان غیر دارویی

nonpharmacologic treatment

درمان غیر دارویی

nonpharmacologic interventions

مداخلات غیر دارویی

nonpharmacologic approach

رویکرد غیر دارویی

nonpharmacologic care

مراقبت غیر دارویی

nonpharmacologic measures

اقدامات غیر دارویی

nonpharmacologic options

گزینه های غیر دارویی

nonpharmacologic management

مدیریت غیر دارویی

nonpharmacologic strategies

استراتژی های غیر دارویی

nonpharmacologic methods

روش های غیر دارویی

جملات نمونه

nonpharmacologic pain management includes heat, stretching, and guided breathing after minor injuries.

مدیریت غیر دارویی درد شامل گرما، کشش و تنفس هدایت شده پس از آسیب‌های جزئی است.

the clinic recommends nonpharmacologic interventions before starting long-term medication.

کلینیک مداخلات غیر دارویی را قبل از شروع داروی بلند مدت توصیه می‌کند.

nonpharmacologic treatment for insomnia often begins with sleep hygiene and a consistent bedtime.

درمان غیر دارویی بی‌خوابی اغلب با بهداشت خواب و زمان خواب منظم شروع می‌شود.

her therapist suggested nonpharmacologic strategies to reduce anxiety, like mindfulness and journaling.

درمانگر او استراتژی‌های غیر دارویی را برای کاهش اضطراب، مانند ذهن‌آگاهی و نوشتن خاطرات توصیه کرد.

we discussed nonpharmacologic options for migraine prevention, including hydration and trigger tracking.

ما گزینه‌های غیر دارویی برای پیشگیری از میگرن، از جمله هیدراتاسیون و ردیابی محرک‌ها را مورد بحث قرار دادیم.

the care plan emphasizes nonpharmacologic approaches to manage chronic back pain.

برنامه مراقتی بر رویکردهای غیر دارویی برای مدیریت درد مزمن کمر تأکید دارد.

nonpharmacologic therapy, such as physical therapy, can improve function after knee surgery.

درمان غیر دارویی، مانند فیزیوتراپی، می‌تواند عملکرد را پس از جراحی زانو بهبود بخشد.

nonpharmacologic measures for nausea include small meals, fresh air, and ginger tea.

تخفيف دهنده‌های غیر دارویی برای تهوع شامل وعده‌های غذایی کوچک، هوای تازه و چای زنجبیلی است.

the hospital uses nonpharmacologic methods to prevent delirium, like daylight exposure and early mobility.

بیمارستان از روش‌های غیر دارویی برای پیشگیری از آشفتگی استفاده می‌کند، مانند قرار گرفتن در معرض نور روز و تحرک زودهنگام.

nonpharmacologic management of hypertension includes reducing salt and increasing daily activity.

مدیریت غیر دارویی فشار خون بالا شامل کاهش نمک و افزایش فعالیت روزانه است.

for stress headaches, he prefers nonpharmacologic relief through neck massage and posture breaks.

برای سردردهای ناشی از استرس، او ترجیح می‌دهد از طریق ماساژ گردن و استراحت‌های ژست، تسکین غیر دارویی را بدست آورد.

the guideline highlights nonpharmacologic approaches for agitation, such as calming music and a quiet room.

دستورالعمل بر رویکردهای غیر دارویی برای آشفتگی تأکید دارد، مانند موسیقی آرامش‌بخش و یک اتاق آرام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید