nonphotographic

[ایالات متحده]/[nɒnˈfəʊtɒɡrɒfɪk]/
[بریتانیا]/[nɒnˈfoʊtəɡræfɪk]/

ترجمه

adj. مربوط به عکاسی نمی‌شود یا در عکاسی مشارکت نمی‌کند؛ مناسب عکاسی نیست یا توسط عکاسی تولید نشده است.

عبارات و ترکیب‌ها

nonphotographic evidence

گواهی غیر فتوگرافیک

nonphotographic recording

ثبت غیر فتوگرافیک

nonphotographic area

منطقه غیر فتوگرافیک

being nonphotographic

بودن غیر فتوگرافیک

nonphotographic policy

سیاست غیر فتوگرافیک

strictly nonphotographic

کاملاً غیر فتوگرافیک

nonphotographic zone

منطقه غیر فتوگرافیک

remain nonphotographic

ماندن غیر فتوگرافیک

nonphotographic access

دسترسی غیر فتوگرافیک

was nonphotographic

بود غیر فتوگرافیک

جملات نمونه

the museum displayed nonphotographic artwork, showcasing its commitment to traditional mediums.

موزه آثار هنری غیر فتوگرافیک نمایش داد، که نشان دهنده وفاداری آن به رسانه های سنتی است.

we opted for a nonphotographic approach to documenting the event, relying on sketches and notes.

ما برای ثبت رویداد از رویکردی غیر فتوگرافیک انتخاب کردیم، که به نمودارها و یادداشت ها وابسته بود.

her nonphotographic memories of childhood were vivid and detailed, despite the lack of visual aids.

یادهای غیر فتوگرافیک او از کودکی زنده و جزئیات زیادی داشت، با وجود کمبود کمک های بصری.

the artist's nonphotographic style emphasized abstract shapes and bold colors.

سبک غیر فتوگرافیک هنرمند به اشکال مجرد و رنگ های جسورانه تاکید داشت.

the project required a nonphotographic method of data collection, focusing on interviews and surveys.

این پروژه روش غیر فتوگرافیک جمع آوری داده ها را نیاز داشت، با تمرکز بر مصاحبه ها و پرسش نامه ها.

he preferred nonphotographic methods of recording his observations in the field.

او روش های غیر فتوگرافیک ثبت مشاهداتش در میدان را ترجیح می داد.

the assignment called for a nonphotographic representation of the landscape, using charcoal and pastel.

این تکلیف از نمایش غیر فتوگرافیک منظره با استفاده از کربن و گچ می خواست.

the historian relied on nonphotographic sources like letters and diaries for their research.

تاریخ گر به منابع غیر فتوگرافیکی مانند نامه ها و دفترچه های روزنامه برای تحقیقاتش متکی بود.

the gallery featured a collection of nonphotographic paintings and sculptures.

گالری مجموعه ای از نقاشی ها و اسکلتورهای غیر فتوگرافیک را نمایش داد.

the documentary used a nonphotographic style, relying on animation and voiceover narration.

فیلم مستند از سبک غیر فتوگرافیک استفاده کرد، که به انیمیشن و توضیح صوتی وابسته بود.

the student's nonphotographic essay explored the themes of memory and imagination.

مقاله غیر فتوگرافیک دانش آموز به موضوعات یادآوری و خيال پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید