nonpolar

[ایالات متحده]/nɒnˈpəʊlə/
[بریتانیا]/nɑnˈpoʊlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای قطب‌ها یا نواحی بار مشخص نیست؛ مربوط به مولکول‌هایی که انتهای مثبت یا منفی ندارند

عبارات و ترکیب‌ها

nonpolar solvent

حلال غیرقطبی

nonpolar molecule

مولکول غیرقطبی

nonpolar bond

پیوند غیرقطبی

nonpolar region

منطقه غیرقطبی

nonpolar amino

غیرقطبی آمینو

nonpolar lipid

لیپید غیرقطبی

nonpolar tail

دم غیرقطبی

nonpolar surface

سطح غیرقطبی

nonpolar compound

ترکیب غیرقطبی

nonpolar interaction

تعامل غیرقطبی

جملات نمونه

nonpolar molecules do not mix well with water.

مولکول‌های غیرقطبی به خوبی با آب مخلوط نمی‌شوند.

oil is a common example of a nonpolar substance.

روغن یک نمونه رایج از یک ماده غیرقطبی است.

nonpolar solvents are often used in organic chemistry.

حلال‌های غیرقطبی اغلب در شیمی آلی استفاده می‌شوند.

understanding nonpolar bonds is essential for chemistry students.

درک پیوندهای غیرقطبی برای دانشجویان شیمی ضروری است.

nonpolar regions of proteins can affect their function.

مناطق غیرقطبی پروتئین‌ها می‌توانند بر عملکرد آنها تأثیر بگذارند.

nonpolar compounds tend to have low boiling points.

ترکیبات غیرقطبی معمولاً دارای نقطه جوش پایینی هستند.

in nonpolar solutions, solubility differs greatly.

در محلول‌های غیرقطبی، حلالیت بسیار متفاوت است.

nonpolar molecules are hydrophobic in nature.

مولکول‌های غیرقطبی از نظر ماهیت آب‌گریز هستند.

many lipids are classified as nonpolar substances.

لیپیدهای بسیاری به عنوان مواد غیرقطبی طبقه‌بندی می‌شوند.

nonpolar interactions play a key role in molecular biology.

تعاملات غیرقطبی نقش کلیدی در زیست‌شناسی مولکولی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید