unpolar

[ایالات متحده]/ʌnˈpəʊlə/
[بریتانیا]/ʌnˈpoʊlər/

ترجمه

v. (کامپیوتر، شبکه) دنبال یک چهارم بازار بودن؛ دنبال حاکمیت انحصاری بودن

عبارات و ترکیب‌ها

unpolar molecule

مoleکول ناپلار

unpolar solvent

حلال ناپلار

unpolar compounds

تکیه‌های ناپلار

unpolar bond

پیوند ناپلار

unpolar substances

ماده‌های ناپلار

unpolared surface

سطوح ناپلار

unpolaring process

فرآیند ناپلار کردن

unpolar state

حالت ناپلار

unpolars quickly

ناپلارها به سرعت

unpolared layer

لایه ناپلار

جملات نمونه

the unpolar solvent dissolved the wax quickly.

حلال ناپلار رنگ را به سرعت حل کرد.

use an unpolar solvent to extract the oil from the sample.

از یک حلال ناپلار برای استخراج روغن از نمونه استفاده کنید.

unpolar molecules tend to cluster together in water.

مولکول های ناپلار تمایل دارند در آب به هم چسبند.

the unpolar tail of the detergent helps remove grease.

پایه ناپلار دترژن کمک می کند تا چربی را از بین ببرد.

in an unpolar environment, this compound becomes more stable.

در محیط ناپلار، این ترکیب پایدارتر می شود.

unpolar compounds are often soluble in hexane.

ترکیبات ناپلار معمولاً در هگزان حل می شوند.

the unpolar region of the protein interacts with lipids.

منطقه ناپلار پروتئین با لیپیدها تعامل می کند.

choose an unpolar solvent system for the chromatography run.

برای انجام کروماتوگرافی، یک سیستم حلال ناپلار انتخاب کنید.

unpolar interactions drive the formation of micelles.

تعاملات ناپلار تشکیل میکلز را به همراه می آورند.

the unpolar surface repels water droplets.

سطح ناپلار قطرات آب را دفع می کند.

measure the unpolar fraction separately from the polar fraction.

بخش ناپلار را به طور جداگانه از بخش پلار اندازه گیری کنید.

an unpolar layer formed on top after the mixture settled.

پس از اینکه مخلوط رسید، یک لایه ناپلار روی آن تشکیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید