nonreturning

[ایالات متحده]/ˌnɒn.rɪˈtɜːr.nɪŋ/
[بریتانیا]/ˌnɑːn.rɪˈtɜːr.nɪŋ/

ترجمه

adj. در سیر تکامل اساسی غرب

عبارات و ترکیب‌ها

nonreturning customer

مشتری بازنگشت

nonreturning visitor

بازدید کننده بازنگشت

nonreturning bidder

شرکت کننده در مزایده بازنگشت

nonreturning emigrant

مهاجر بازنگشت

nonreturning guest

مهمان بازنگشت

nonreturning traveler

گردشگر بازنگشت

nonreturning student

دانشجو بازنگشت

nonreturning buyer

خریدار بازنگشت

nonreturning investor

سرمایه گذار بازنگشت

nonreturning client

مشتری بازنگشت

جملات نمونه

the nonreturning traveler explored remote villages for months before deciding to stay.

مسافر بازنگشتنی ماه‌ها دهکده‌های دورافتاده را کاوش کرد قبل از اینکه تصمیم به ماندن گرفت.

our marketing team is concerned about the high rate of nonreturning customers.

گروه بازاریابی ما در مورد نرخ بالای مشتریان بازنگشتنی نگران است.

the charity received a generous donation from a nonreturning donor last year.

صندوق خیریه سال گذشته کمک سخاوتمندانه ای از یک اهدا کننده بازنگشتنی دریافت کرد.

many nonreturning visitors praised the resort's exceptional service in their reviews.

بازدیدکنندگان بازنگشتنی بسیاری خدمات استثنایی استراحتگاه را در نظرات خود تحسین کردند.

the conference had both returning and nonreturning participants this year.

کنفرانس امسال هم شرکت کنندگان بازگشتی و هم بازنگشتنی داشت.

several nonreturning students cited financial difficulties as their reason for leaving.

دلایل ترک را مشکلات مالی ذکر کردند، چندین دانشجوی بازنگشتنی.

the nonreturning member had been with the club for over a decade.

عضو بازنگشتنی بیش از یک دهه با باشگاه بوده است.

after the restructuring, the company had to let go of many nonreturning employees.

پس از بازسازی، شرکت مجبور شد بسیاری از کارمندان بازنگشتنی را آزاد کند.

the hotel staff prepared welcome gifts specifically for nonreturning guests.

پرسنل هتل هدایای خوشامد را به طور خاص برای مهمانان بازنگشتنی آماده کردند.

our nonreturning client still refers new business to our firm.

مشتری بازنگشتنی ما هنوز کسب و کار جدید را به شرکت ما ارجاع می دهد.

the nonreturning astronaut described the view from space as breathtaking.

فضانورد بازنگشتنی منظره از فضا را نفس گیر توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید