nonverbal

[ایالات متحده]/nɒnˈvɜːbəl/
[بریتانیا]/nɑnˈvɜrbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کلامی نیست; غیر کلامی; بدون کلمات بیان شده

عبارات و ترکیب‌ها

nonverbal communication

ارتباط غیرکلامی

nonverbal cues

نشانه‌های غیرکلامی

nonverbal signals

سیگنال‌های غیرکلامی

nonverbal behavior

رفتار غیرکلامی

nonverbal expressions

عبارات غیرکلامی

nonverbal feedback

بازخورد غیرکلامی

nonverbal interaction

تعامل غیرکلامی

nonverbal gestures

حرکات غیرکلامی

nonverbal language

زبان غیرکلامی

nonverbal indicators

نشانه‌های غیرکلامی

جملات نمونه

nonverbal communication is essential in building relationships.

ارتباط غیرکلامی برای ایجاد روابط ضروری است.

she expressed her feelings through nonverbal cues.

او احساسات خود را از طریق نشانه‌های غیرکلامی بیان کرد.

nonverbal signals can sometimes convey more than words.

سیگنال‌های غیرکلامی گاهی اوقات می‌توانند بیشتر از کلمات انتقال دهند.

understanding nonverbal behavior can improve social interactions.

درک رفتار غیرکلامی می‌تواند تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد.

he relied on nonverbal gestures to communicate his thoughts.

او برای انتقال افکار خود به حرکات غیرکلامی تکیه کرد.

nonverbal communication varies significantly across cultures.

ارتباط غیرکلامی به طور قابل توجهی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

she noticed his nonverbal reactions during the presentation.

او واکنش‌های غیرکلامی او را در طول ارائه متوجه شد.

nonverbal expressions can indicate a person's true feelings.

عبارات غیرکلامی می‌توانند نشان‌دهنده احساسات واقعی یک فرد باشند.

in therapy, nonverbal communication plays a crucial role.

در درمان، ارتباط غیرکلامی نقش مهمی ایفا می‌کند.

nonverbal learning styles can influence educational approaches.

سبک‌های یادگیری غیرکلامی می‌توانند بر رویکردهای آموزشی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید