nostrils

[ایالات متحده]/ˈnɒstrəlz/
[بریتانیا]/ˈnɑːstrəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سوراخ بینی؛ دهانه های خارجی بینی

عبارات و ترکیب‌ها

flared nostrils

سوراخ‌های بینی باز

nostrils flare

سوراخ‌های بینی باز می‌شوند

blocked nostrils

انسداد سوراخ‌های بینی

nostrils twitch

سوراخ‌های بینی می‌لرزند

nostrils widen

سوراخ‌های بینی گشاد می‌شوند

nostrils pinched

سوراخ‌های بینی چسبیده

nostrils sniff

سوراخ‌های بینی بو می‌کنند

nostrils breathe

سوراخ‌های بینی تنفس می‌کنند

nostrils flaring

سوراخ‌های بینی باز

nostrils open

سوراخ‌های بینی باز

جملات نمونه

she flared her nostrils in anger.

او با خشم سوراخ‌های بینی خود را گشاد کرد.

the dog sniffed the ground with its nostrils.

سگ با سوراخ‌های بینی خود زمین را بو کرد.

he felt a tickle in his nostrils.

او یک حس خارشی در سوراخ‌های بینی خود احساس کرد.

she could smell the flowers through her nostrils.

او می‌توانست بوی گل‌ها را از طریق سوراخ‌های بینی خود حس کند.

his nostrils flared as he took a deep breath.

همانطور که نفس عمیقی کشید، سوراخ‌های بینی او گشاد شد.

the doctor examined her nostrils for any signs of infection.

پزشک سوراخ‌های بینی او را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.

she pinched her nostrils to stop the bleeding.

او برای متوقف کردن خونریزی، سوراخ‌های بینی خود را فشرد.

he has a unique way of flaring his nostrils.

او روش خاصی برای گشاد کردن سوراخ‌های بینی خود دارد.

the scent filled his nostrils, bringing back memories.

بوی آن سوراخ‌های بینی او را پر کرد و خاطرات را زنده کرد.

she could feel the cold air in her nostrils.

او می‌توانست هوای سرد را در سوراخ‌های بینی خود احساس کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید