flared nostrils
سوراخهای بینی باز
nostrils flare
سوراخهای بینی باز میشوند
blocked nostrils
انسداد سوراخهای بینی
nostrils twitch
سوراخهای بینی میلرزند
nostrils widen
سوراخهای بینی گشاد میشوند
nostrils pinched
سوراخهای بینی چسبیده
nostrils sniff
سوراخهای بینی بو میکنند
nostrils breathe
سوراخهای بینی تنفس میکنند
nostrils flaring
سوراخهای بینی باز
nostrils open
سوراخهای بینی باز
she flared her nostrils in anger.
او با خشم سوراخهای بینی خود را گشاد کرد.
the dog sniffed the ground with its nostrils.
سگ با سوراخهای بینی خود زمین را بو کرد.
he felt a tickle in his nostrils.
او یک حس خارشی در سوراخهای بینی خود احساس کرد.
she could smell the flowers through her nostrils.
او میتوانست بوی گلها را از طریق سوراخهای بینی خود حس کند.
his nostrils flared as he took a deep breath.
همانطور که نفس عمیقی کشید، سوراخهای بینی او گشاد شد.
the doctor examined her nostrils for any signs of infection.
پزشک سوراخهای بینی او را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.
she pinched her nostrils to stop the bleeding.
او برای متوقف کردن خونریزی، سوراخهای بینی خود را فشرد.
he has a unique way of flaring his nostrils.
او روش خاصی برای گشاد کردن سوراخهای بینی خود دارد.
the scent filled his nostrils, bringing back memories.
بوی آن سوراخهای بینی او را پر کرد و خاطرات را زنده کرد.
she could feel the cold air in her nostrils.
او میتوانست هوای سرد را در سوراخهای بینی خود احساس کند.
flared nostrils
سوراخهای بینی باز
nostrils flare
سوراخهای بینی باز میشوند
blocked nostrils
انسداد سوراخهای بینی
nostrils twitch
سوراخهای بینی میلرزند
nostrils widen
سوراخهای بینی گشاد میشوند
nostrils pinched
سوراخهای بینی چسبیده
nostrils sniff
سوراخهای بینی بو میکنند
nostrils breathe
سوراخهای بینی تنفس میکنند
nostrils flaring
سوراخهای بینی باز
nostrils open
سوراخهای بینی باز
she flared her nostrils in anger.
او با خشم سوراخهای بینی خود را گشاد کرد.
the dog sniffed the ground with its nostrils.
سگ با سوراخهای بینی خود زمین را بو کرد.
he felt a tickle in his nostrils.
او یک حس خارشی در سوراخهای بینی خود احساس کرد.
she could smell the flowers through her nostrils.
او میتوانست بوی گلها را از طریق سوراخهای بینی خود حس کند.
his nostrils flared as he took a deep breath.
همانطور که نفس عمیقی کشید، سوراخهای بینی او گشاد شد.
the doctor examined her nostrils for any signs of infection.
پزشک سوراخهای بینی او را برای هرگونه علائم عفونت معاینه کرد.
she pinched her nostrils to stop the bleeding.
او برای متوقف کردن خونریزی، سوراخهای بینی خود را فشرد.
he has a unique way of flaring his nostrils.
او روش خاصی برای گشاد کردن سوراخهای بینی خود دارد.
the scent filled his nostrils, bringing back memories.
بوی آن سوراخهای بینی او را پر کرد و خاطرات را زنده کرد.
she could feel the cold air in her nostrils.
او میتوانست هوای سرد را در سوراخهای بینی خود احساس کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید