nares

[ایالات متحده]/ˈnɛəriːz/
[بریتانیا]/ˈnɛrɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دو دهانه خارجی بینی؛ جمع naris

عبارات و ترکیب‌ها

nasal nares

nosan nares

anterior nares

نازک‌های قدامی

posterior nares

نازک‌های خلفی

nares open

نازک‌ها باز هستند

nares close

نازک‌ها بسته هستند

nares dilate

نازک‌ها منبسط می‌شوند

nares constrict

نازک‌ها منقبض می‌شوند

nares function

عملکرد نازک‌ها

nares anatomy

آناتومی نازک‌ها

nares respiratory

نازک‌های تنفسی

جملات نمونه

the nares are essential for breathing.

سوراخ‌های بینی برای تنفس ضروری هستند.

fish use their nares to detect chemicals in the water.

ماهی‌ها از سوراخ‌های بینی خود برای تشخیص مواد شیمیایی در آب استفاده می‌کنند.

in mammals, the nares are located at the front of the face.

در پستانداران، سوراخ‌های بینی در جلوی صورت قرار دارند.

some species have enlarged nares to improve airflow.

برخی از گونه‌ها سوراخ‌های بینی بزرگ‌تری دارند تا جریان هوا را بهبود بخشند.

nares play a role in the sense of smell.

سوراخ‌های بینی در حس بویایی نقش دارند.

when a cold occurs, the nares can become congested.

هنگامی که سرماخوردگی رخ می‌دهد، سوراخ‌های بینی می‌توانند دچار احتقان شوند.

birds have a unique structure in their nares.

پرندگان یک ساختار منحصر به فرد در سوراخ‌های بینی خود دارند.

nares can vary significantly among different species.

سوراخ‌های بینی می‌توانند در گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

some reptiles can close their nares to prevent water loss.

برخی از خزندگان می‌توانند سوراخ‌های بینی خود را برای جلوگیری از از دست دادن آب ببندند.

the nares are part of the respiratory system.

سوراخ‌های بینی بخشی از سیستم تنفسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید