notepads everywhere
ملاحظات در هر جا
new notepads
ملاحظات جدید
taking notepads
دریافت ملاحظات
filled notepads
ملاحظات پر شده
using notepads
استفاده از ملاحظات
lost notepads
ملاحظات گم شده
several notepads
چند ملاحظات
my notepads
ملاحظات من
organize notepads
سازماندهی ملاحظات
buying notepads
خرید ملاحظات
i bought several new notepads for school.
من چند جلد یادداشت جدید برای مدرسه خریدم.
keep a notepad handy to jot down ideas.
یک یادداشت دارید تا ایده ها را نویسید.
she filled her notepad with meeting notes.
او یادداشت خود را با یادداشت های جلسه پر کرد.
he used notepads to organize his thoughts.
او از یادداشت ها برای سازماندهی فکرهای خود استفاده کرد.
the notepad contained a list of important phone numbers.
یادداشت لیستی از شماره تلفن های مهم را شامل می شد.
i need a small notepad to carry in my pocket.
من یک یادداشت کوچک برای جیب من نیاز دارم.
they stacked the notepads neatly on the desk.
آنها یادداشت ها را به طور مرتب روی میز پیچیدند.
he scribbled notes in his notepad during the lecture.
او در حین سخنرانی در یادداشت خود یادداشت ها را نوشت.
the notepad was overflowing with sketches and doodles.
یادداشت با طرح ها و رسم های گوشه گچی پر بود.
i always carry a notepad and pen with me.
من همیشه یک یادداشت و قلم را با خود حمل می کنم.
the team used notepads to track progress on the project.
تیم از یادداشت ها برای پیگیری پیشرفت پروژه استفاده کرد.
notepads everywhere
ملاحظات در هر جا
new notepads
ملاحظات جدید
taking notepads
دریافت ملاحظات
filled notepads
ملاحظات پر شده
using notepads
استفاده از ملاحظات
lost notepads
ملاحظات گم شده
several notepads
چند ملاحظات
my notepads
ملاحظات من
organize notepads
سازماندهی ملاحظات
buying notepads
خرید ملاحظات
i bought several new notepads for school.
من چند جلد یادداشت جدید برای مدرسه خریدم.
keep a notepad handy to jot down ideas.
یک یادداشت دارید تا ایده ها را نویسید.
she filled her notepad with meeting notes.
او یادداشت خود را با یادداشت های جلسه پر کرد.
he used notepads to organize his thoughts.
او از یادداشت ها برای سازماندهی فکرهای خود استفاده کرد.
the notepad contained a list of important phone numbers.
یادداشت لیستی از شماره تلفن های مهم را شامل می شد.
i need a small notepad to carry in my pocket.
من یک یادداشت کوچک برای جیب من نیاز دارم.
they stacked the notepads neatly on the desk.
آنها یادداشت ها را به طور مرتب روی میز پیچیدند.
he scribbled notes in his notepad during the lecture.
او در حین سخنرانی در یادداشت خود یادداشت ها را نوشت.
the notepad was overflowing with sketches and doodles.
یادداشت با طرح ها و رسم های گوشه گچی پر بود.
i always carry a notepad and pen with me.
من همیشه یک یادداشت و قلم را با خود حمل می کنم.
the team used notepads to track progress on the project.
تیم از یادداشت ها برای پیگیری پیشرفت پروژه استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید